آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Fear

      fɪr fɪə

      گذشته‌ی ساده:

      feared

      شکل سوم:

      feared

      سوم‌شخص مفرد:

      fears

      وجه وصفی حال:

      fearing

      شکل جمع:

      fears

      معنی fear | جمله با fear

      noun countable uncountable B1

      وحشت، هراس، خوف، بیم، ترس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      fear of death

      ترس از مرگ

      He was overcome by fear.

      ترس او را تحت‌تأثیر قرار داده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the fear of something after death

      (شکسپیر) ترس از چیزی پس از مرگ

      God-fearing people

      آدم‌های خداترس

      verb - transitive

      ترسیدن همراه با احترام، هراس داشتن، بیم داشتن، خوف داشتن، ترسیدن از

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      I fear defeat.

      من از شکست میترسم.

      Fear God and love his creatures.

      از خدا بترس و مخلوقات او را دوست بدار.

      verb - intransitive

      نگران بودن، واهمه داشتن، شک و تردید داشتن، ترسیدن

      I fear I have already made enough mistakes.

      نگرانم که هم‌اکنون به اندازه‌ی کافی اشتباه کرده‌ام.

      The fear that it might rain.

      نگرانی از اینکه ممکن است باران بیاید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She feared for the health of her children.

      او نگران سلامتی بچه‌هایش بود.

      I did not knock on the door for fear of waking you up.

      در نزدم تا بیدار نشوی.

      There is not much fear of an enemy attack.

      احتمال حمله‌ی دشمن کم است.

      There was no fear of any difficulty.

      احتمال هیچ‌گونه اشکالی وجود نداشت.

      I fear I am late.

      مثل اینکه متأسفانه دیر آمده‌ام.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fear

      1. noun alarm, apprehension
        Synonyms:
        worry anxiety concern dread panic awe terror phobia horror angst distress suspicion agitation doubt nightmare unease trepidation misgiving foreboding consternation fright scare discomposure uneasiness jitters despair reverence aversion revulsion qualm funk trembling tremor disquietude cold feet chickenheartedness timidity cowardice faintheartedness creeps cold sweat recreancy bête noire
        Antonyms:
        courage bravery heroism fearlessness unconcern
      1. verb feel alarm; be scared of
        Synonyms:
        be afraid worry dread anticipate expect apprehend be anxious be frightened feel concern suspect avoid shun foresee fret shrink flinch start tremble quail cower shy be apprehensive be disquieted have qualms shudder have butterflies lose courage dare not break out in a sweat be in awe falter blanch wilt crouch
        Antonyms:
        brave

      Collocations

      for the fear of

      تا اینکه، مباد، چون نمی‌خواستم که ...

      in fear and trembling

      با ترس و لرز، در واهمه‌ی زیاد

      in fear of one's life

      از ترس جان خود، از ترس مرگ

      there is not much fear of

      احتمال زیادی وجود ندارد، جای ترس نیست

      Idioms

      hold no fear for

      موجب ترس نشدن، واهمه نداشتن

      no fear

      ابداً، قطعاً نه

      put the fear of god into (somebody)

      (کسی را) حسابی ترساندن

      لغات هم‌خانواده fear

      noun
      fear, fearfulness
      adjective
      fearful, fearsome
      verb - transitive
      fear
      adverb
      fearfully

      سوال‌های رایج fear

      گذشته‌ی ساده fear چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fear در زبان انگلیسی feared است.

      شکل سوم fear چی میشه؟

      شکل سوم fear در زبان انگلیسی feared است.

      شکل جمع fear چی میشه؟

      شکل جمع fear در زبان انگلیسی fears است.

      وجه وصفی حال fear چی میشه؟

      وجه وصفی حال fear در زبان انگلیسی fearing است.

      سوم‌شخص مفرد fear چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fear در زبان انگلیسی fears است.

      ارجاع به لغت fear

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fear

      لغات نزدیک fear

      • - feal
      • - fealty
      • - fear
      • - fearful
      • - fearfully
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.