آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Fear

      fɪr fɪə

      گذشته‌ی ساده:

      feared

      شکل سوم:

      feared

      سوم‌شخص مفرد:

      fears

      وجه وصفی حال:

      fearing

      شکل جمع:

      fears

      معنی fear | جمله با fear

      noun countable uncountable B1

      وحشت، هراس، خوف، بیم، ترس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      fear of death

      ترس از مرگ

      He was overcome by fear.

      ترس او را تحت‌تأثیر قرار داده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the fear of something after death

      (شکسپیر) ترس از چیزی پس از مرگ

      God-fearing people

      آدم‌های خداترس

      verb - transitive

      ترسیدن همراه با احترام، هراس داشتن، بیم داشتن، خوف داشتن، ترسیدن از

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      I fear defeat.

      من از شکست میترسم.

      Fear God and love his creatures.

      از خدا بترس و مخلوقات او را دوست بدار.

      verb - intransitive

      نگران بودن، واهمه داشتن، شک و تردید داشتن، ترسیدن

      I fear I have already made enough mistakes.

      نگرانم که هم‌اکنون به اندازه‌ی کافی اشتباه کرده‌ام.

      The fear that it might rain.

      نگرانی از اینکه ممکن است باران بیاید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She feared for the health of her children.

      او نگران سلامتی بچه‌هایش بود.

      I did not knock on the door for fear of waking you up.

      در نزدم تا بیدار نشوی.

      There is not much fear of an enemy attack.

      احتمال حمله‌ی دشمن کم است.

      There was no fear of any difficulty.

      احتمال هیچ‌گونه اشکالی وجود نداشت.

      I fear I am late.

      مثل اینکه متأسفانه دیر آمده‌ام.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fear

      1. noun alarm, apprehension
        Synonyms:
        worry anxiety concern dread panic awe terror phobia horror angst distress suspicion agitation doubt nightmare unease trepidation misgiving foreboding consternation fright scare discomposure uneasiness jitters despair reverence aversion revulsion qualm funk trembling tremor disquietude cold feet chickenheartedness timidity cowardice faintheartedness creeps cold sweat recreancy bête noire
        Antonyms:
        courage bravery heroism fearlessness unconcern
      1. verb feel alarm; be scared of
        Synonyms:
        be afraid worry dread anticipate expect apprehend be anxious be frightened feel concern suspect avoid shun foresee fret shrink flinch start tremble quail cower shy be apprehensive be disquieted have qualms shudder have butterflies lose courage dare not break out in a sweat be in awe falter blanch wilt crouch
        Antonyms:
        brave

      Collocations

      for the fear of

      تا اینکه، مباد، چون نمی‌خواستم که ...

      in fear and trembling

      با ترس و لرز، در واهمه‌ی زیاد

      in fear of one's life

      از ترس جان خود، از ترس مرگ

      there is not much fear of

      احتمال زیادی وجود ندارد، جای ترس نیست

      Idioms

      hold no fear for

      موجب ترس نشدن، واهمه نداشتن

      no fear

      ابداً، قطعاً نه

      put the fear of god into (somebody)

      (کسی را) حسابی ترساندن

      لغات هم‌خانواده fear

      noun
      fear, fearfulness
      adjective
      fearful, fearsome
      verb - transitive
      fear
      adverb
      fearfully

      سوال‌های رایج fear

      گذشته‌ی ساده fear چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fear در زبان انگلیسی feared است.

      شکل سوم fear چی میشه؟

      شکل سوم fear در زبان انگلیسی feared است.

      شکل جمع fear چی میشه؟

      شکل جمع fear در زبان انگلیسی fears است.

      وجه وصفی حال fear چی میشه؟

      وجه وصفی حال fear در زبان انگلیسی fearing است.

      سوم‌شخص مفرد fear چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fear در زبان انگلیسی fears است.

      ارجاع به لغت fear

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fear

      لغات نزدیک fear

      • - feal
      • - fealty
      • - fear
      • - fearful
      • - fearfully
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      acute hearing ADHD adjuvant aerobic affusion above all aluminium alchemy indifference amphibian and abdominal region antigen keep up with the Joneses bouquet پسر دایی پس‌زمینه خط عابر پیاده شامگاه خمیازه کشیدن -گی موالید نزدیکان نسخه نوشتن نم نوازنده ویولن نژاد هاگ هجران همانطور که
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.