آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

      Wilt

      wɪlt wɪlt

      معنی wilt | جمله با wilt

      noun adverb

      پلاسیده و پژمرده شدن، خم شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Plants wilted under the hot sun.

      گیاهان زیر آفتاب داغ پژمرده شدند.

      wilted lettuce

      کاهوی پلاسیده

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As it approached the building, the parachute started to wilt.

      چتر نجات ضمن نزدیک شدن به ساختمان شروع کرد به جمع شدن.

      The champion wilted before his opponent's punches.

      قهرمان در اثر مشت‌های حریف از پای درآمد.

      Their romance blossomed for two months and then wilted.

      عشق آن‌ها دو ماه شکوفا بود و سپس سست شد.

      Thou wilt see the end of this struggle.

      تو عاقبت این کشمکش را خواهی دید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wilt

      1. verb sag, fail
        Synonyms:
        weaken fail drop collapse sink fade diminish wane wither languish waste droop flag shrivel dwindle waste away give out succumb dry up melt become limp break down cave in faint ebb wizen mummify
        Antonyms:
        rise bloom

      سوال‌های رایج wilt

      معنی wilt به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «wilt» در زبان فارسی به «پژمرده شدن» یا «پلاسیدن» ترجمه می‌شود.

      «Wilt» معمولاً برای توصیف گیاهانی به کار می‌رود که به دلیل کمبود آب، نور ناکافی یا شرایط نامساعد محیطی حالت شادابی خود را از دست می‌دهند و ساقه‌ها و برگ‌هایشان خمیده یا پژمرده می‌شود. این واژه در متون گیاه‌شناسی، باغبانی و کشاورزی کاربرد فراوان دارد و به خوبی وضعیت فیزیکی گیاهان تحت فشار یا شرایط نامطلوب را منتقل می‌کند. برای مثال، جمله‌ی «The flowers wilted in the hot sun» به معنای «گل‌ها در آفتاب داغ پژمرده شدند» است.

      علاوه بر کاربرد فیزیکی در مورد گیاهان، «wilt» در معنای استعاری نیز به کار می‌رود. این واژه می‌تواند توصیف‌کننده‌ی خستگی، کاهش انگیزه، ضعف روحی یا از دست دادن انرژی در انسان باشد. برای مثال، جمله‌ی «He began to wilt under the pressure of work» به معنای «او تحت فشار کار شروع به پژمرده شدن [ضعف و خستگی] کرد» است. این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که «wilt» علاوه بر انتقال وضعیت جسمی، حس و حالت روانی افراد را نیز منتقل می‌کند.

      از نظر دستوری، «wilt» یک فعل است و می‌تواند در زمان‌های مختلف صرف شود. در زمان حال ساده برای سوم شخص مفرد به شکل «wilts» می‌آید و در گذشته «wilted» است. این انعطاف دستوری به نویسندگان و سخنرانان اجازه می‌دهد تا وضعیت گذرا یا دائمی پژمردگی را در گیاهان یا افراد بیان کنند.

      در ادبیات و شعر، «wilt» اغلب برای ایجاد تصویرهای احساسی و طبیعت‌گرایانه استفاده می‌شود. شاعران از این واژه برای بیان گذر زمان، ضعف، شکنندگی زندگی یا تأثیرات محیطی بر انسان و طبیعت بهره می‌برند. این کاربرد ادبی باعث می‌شود که «wilt» نه تنها یک واژه توصیفی، بلکه ابزار هنری برای انتقال احساسات و تصویرسازی باشد.

      «wilt» واژه‌ای چندوجهی است که هم معنای فیزیکی و گیاه‌شناسی دارد و هم کاربرد استعاری در توصیف حالات روانی و احساسی افراد. آشنایی با این واژه و کاربردهای مختلف آن به درک بهتر متون علمی، ادبی و مکالمات روزمره کمک می‌کند و نشان می‌دهد چگونه یک فعل ساده می‌تواند مفاهیم گسترده و ظریف را منتقل کند.

      ارجاع به لغت wilt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wilt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wilt

      لغات نزدیک wilt

      • - wilson's warbler
      • - wilsonian
      • - wilt
      • - wilton
      • - wiltshire
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.