گذشتهی ساده:
diminishedشکل سوم:
diminishedسومشخص مفرد:
diminishesوجه وصفی حال:
diminishingکم شدن یا کردن، نقصان یافتن، تقلیل یافتن یا دادن، کاستن، کاهش دادن یا یافتن، فروکش کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
Her strength has diminished considerably.
نیروی او بهطور قابل ملاحظهای کم شده است.
The passing years did not diminish their friendship.
گذشت سالها از دوستی آنها نکاست.
Desertions and deaths diminished the number of his soldiers.
فرار و مرگومیر، شمار سربازان او را تقلیل داد.
کوچک شمردن، ناچیز جلوه دادن، کوچک نشان دادن، کماهمیت جلوه دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Critics attempted to diminish the importance of the discovery.
منتقدان سعی کردند اهمیت آن کشف را کماهمیت جلوه دهند.
She tried to diminish his contributions to the project.
او تلاش کرد سهم او در پروژه را کوچک نشان دهد.
Don't let anyone diminish your achievements.
اجازه نده کسی دستاوردهایت را کوچک بشمارد.
Their misery diminishes all human beings.
سیهروزی آنها، همهی انسانها را کوچک نشان میدهد.
معماری مخروطی شدن، باریک شدن
The column diminishes toward the capital, creating an elegant silhouette.
ستون بهسمت سرستون مخروطی میشود و ظاهری ظریف ایجاد میکند.
The spire diminishes gradually, ending in a sharp point.
مناره بهتدریج مخروطی میشود و در یک نوک تیز پایان مییابد.
گذشتهی ساده diminish در زبان انگلیسی diminished است.
شکل سوم diminish در زبان انگلیسی diminished است.
وجه وصفی حال diminish در زبان انگلیسی diminishing است.
سومشخص مفرد diminish در زبان انگلیسی diminishes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «diminish» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/diminish