با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Dwindle

ˈdwɪndl ˈdwɪndl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    dwindled
  • شکل سوم:

    dwindled
  • سوم شخص مفرد:

    dwindles
  • وجه وصفی حال:

    dwindling
  • adverb
    رفته‌رفته کوچک شدن، به‌تدریج کاهش یافتن، کم شدن، تحلیل رفتن
    • - dwindling incomes
    • - درآمدهای روبه کاهش
    • - The boat gradually dwindled to a speck on the horizon.
    • - قایق کم‌کم به نقطه‌ای در افق تبدیل شد.
    • - The city's population is dwindling.
    • - جمعیت شهر رو به کاهش است.
    • - This project dwindles all other projects to insignificance.
    • - این طرح بقیه‌ی طرح‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد dwindle

  1. verb waste away; taper off
    Synonyms: abate, bate, become smaller, close, contract, decay, decline, decrease, die away, die down, die out, diminish, drain, drop, ebb, fade, fall, grow less, lessen, peter out, pine, shrink, shrivel, sink, slack off, subside, taper, wane, weaken, wither
    Antonyms: develop, enlarge, expand, extend, grow, increase, save, swell

ارجاع به لغت dwindle

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dwindle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/dwindle

لغات نزدیک dwindle

پیشنهاد بهبود معانی