آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Ebb

      eb eb

      گذشته‌ی ساده:

      ebbed

      شکل سوم:

      ebbed

      سوم‌شخص مفرد:

      ebbs

      وجه وصفی حال:

      ebbing

      شکل جمع:

      ebbs

      معنی ebb | جمله با ebb

      noun verb - intransitive

      جزر، فروکش، فرونشینی، (مجازاً) زوال، فروکش کردن، افول کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Boats will go out on the ebb.

      قایق‌ها در فروکشند به دریا می‌روند.

      The sea ebbs and flows.

      دریا پس‌کشند و برکشند (جزر و مد) می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the ebb of his hopes

      افول آرزوهای او

      Suddenly his popularity began to ebb.

      ناگهان محبوبیت او رو به کاهش نهاد.

      Faith in the possibilities of mankind was at a low ebb.

      ایمان به امکانات بشری به پایین‌ترین درجه‌ی خود رسیده بود.

      and the other joked that from the ebb and flow...

      و آن دگر تسخر زدی کز جزر و مد...

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ebb

      1. noun regression; decline
        Synonyms:
        decline decrease drop recession retreat shrinkage wane lessening deterioration decay weakening diminution subsidence abatement fading away flagging degeneration withdrawal sinking dwindling slackening going out depreciation low tide low water reflux refluence retrocession retroflux backflow outward flow sweep petering out waning
        Antonyms:
        increase rise flow incline
      1. verb subside; decline
        Synonyms:
        decrease fall drop weaken lessen diminish fade away wane abate decline recede sink dwindle let up ease off melt moderate retreat flag languish shrink die down subside withdraw decay deteriorate degenerate relent retire slacken die out go out flow back fall away fall back peter out retrocede
        Antonyms:
        increase rise flow

      Collocations

      at the ebb (or at a low ebb)

      در حال زوال (یا ضعف)، در کمترین یا پایین‌ترین حد

      ebb and flow

      جزر و مد، فروکشند و برکشند

      سوال‌های رایج ebb

      گذشته‌ی ساده ebb چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ebb در زبان انگلیسی ebbed است.

      شکل سوم ebb چی میشه؟

      شکل سوم ebb در زبان انگلیسی ebbed است.

      شکل جمع ebb چی میشه؟

      شکل جمع ebb در زبان انگلیسی ebbs است.

      وجه وصفی حال ebb چی میشه؟

      وجه وصفی حال ebb در زبان انگلیسی ebbing است.

      سوم‌شخص مفرد ebb چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ebb در زبان انگلیسی ebbs است.

      ارجاع به لغت ebb

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ebb» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ebb

      لغات نزدیک ebb

      • - eavesdrop
      • - eavesdropper
      • - ebb
      • - ebb and flow
      • - ebb tide
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.