آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Degenerate

      dɪˈdʒenəreɪt dɪˈdʒenəreɪt dɪˈdʒenəreɪt dɪˈdʒenəreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      degenerated

      شکل سوم:

      degenerated

      سوم‌شخص مفرد:

      degenerates

      وجه وصفی حال:

      degenerating

      شکل جمع:

      degenerates

      معنی degenerate | جمله با degenerate

      noun verb - intransitive adjective adverb

      رو به انحطاط گذاردن، فاسد شدن، پست‌شده، سوی نشیب رفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Their discussion degenerated into a free-for-all.

      بحث آن‌ها به کتک‌کاری کشید.

      Her health is degenerating.

      سلامتی او رو به وخامت است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a degenerate society

      جامعه‌ی روبه انحطاط

      degenerate art

      هنر منحط

      This degenerate seduced my sister!

      این نابکار خواهر مرا از راه به‌در کرد!

      Tissues that degenerate quickly.

      بافته‌ایی که بسرعت فاسد می‌شوند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد degenerate

      1. adjective corrupt, deteriorated
        Synonyms:
        wicked immoral corrupt degraded vicious low mean rotten debased depraved fallen decayed unhealthy debauched deteriorated failing worsen base vitiated infamous perverted dissolute nefarious villainous decadent retrograde demeaned retrogressive sinking effete overripe flatitious miscreant
        Antonyms:
        moral virtuous upright
      1. verb decay, deteriorate
        Synonyms:
        decline worsen decrease rot corrode go downhill deteriorate fall off go to the dogs disintegrate backslide regress return revert lapse slip lessen descend corrupt deprave vitiate disimprove retrogress die on vine come apart at seams sink go to pieces
        Antonyms:
        improve develop

      سوال‌های رایج degenerate

      گذشته‌ی ساده degenerate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده degenerate در زبان انگلیسی degenerated است.

      شکل سوم degenerate چی میشه؟

      شکل سوم degenerate در زبان انگلیسی degenerated است.

      شکل جمع degenerate چی میشه؟

      شکل جمع degenerate در زبان انگلیسی degenerates است.

      وجه وصفی حال degenerate چی میشه؟

      وجه وصفی حال degenerate در زبان انگلیسی degenerating است.

      سوم‌شخص مفرد degenerate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد degenerate در زبان انگلیسی degenerates است.

      ارجاع به لغت degenerate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «degenerate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/degenerate

      لغات نزدیک degenerate

      • - degauss
      • - degeneracy
      • - degenerate
      • - degeneration
      • - degenerative
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.