آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ اسفند ۱۴۰۱

    Retrograde

    ˈretrəɡreɪd ˈretrəɡreɪd

    معنی retrograde | جمله با retrograde

    verb - intransitive adjective

    برگشت‌دهنده، انحطاط‌دهنده، قفایی، تنز‌ل‌کننده، قهقهرایی، به قهقرا رفتن، پس رفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    a retrograde step

    گامی به عقب

    to fight a retrograde action

    درحال عقب‌نشینی جنگیدن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a retrograde order of enumeration

    ترتیب شمارش وارونه (مثلاً از ده به یک)

    a retrograde alphabet

    الفبای از راست به چپ (که از نظر انگلیسی‌زبانان وارونه است)

    the retrograde policies of that government

    سیاست‌های پس‌گرایانه‌ی آن دولت

    retrograde ideas

    عقاید پسگرای

    a retrograding glacier

    یخرود در حال پسروی

    The army retrogrades from the front.

    قشون از جبهه عقب‌نشینی می‌کنند.

    The intelligence of very old people retrogrades.

    هوش اشخاص خیلی پیر کم می‌شود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد retrograde

    1. adjective backward
      Synonyms:
      receding declining slipping worsening regressive retrogressive reverted reversed inverse inverted contrary recessive lapsing deteriorating retral catabolic
      Antonyms:
      direct anterograde
    1. verb to move in a reverse direction
      Synonyms:
      retreat back backtrack fall back regress backpedal retrogress retrocede
    1. adjective degenerate
      Synonyms:
      rotting crumbling decrepit
    1. verb to move back or away from a point, limit, or mark
      Synonyms:
      retreat recede ebb retract retrocede retrogress hash over rehash
    1. verb to become lower in quality, character, or condition
      Synonyms:
      worsen decline deteriorate degenerate descend sink atrophy

    ارجاع به لغت retrograde

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «retrograde» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/retrograde

    لغات نزدیک retrograde

    • - retroflexion
    • - retrogradation
    • - retrograde
    • - retrograde amnesia
    • - retrogress
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.