Backtrack

ˈbæktræk ˈbæktræk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    backtracked
  • شکل سوم:

    backtracked
  • سوم شخص مفرد:

    backtracks
  • وجه وصفی حال:

    backtracking

معنی

  • verb - intransitive
    رد گم کردن، عدول کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد backtrack

  1. verb Retrace one's course
    Synonyms: turn-back, double-back
  2. verb To move in a reverse direction
    Synonyms: back, backpedal, fall back, retreat, retrocede, retrograde, retrogress

ارجاع به لغت backtrack

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «backtrack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/backtrack

لغات نزدیک backtrack

پیشنهاد بهبود معانی