Occlusion

əˈkluːʒən əˈkluːd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    انسداد، بسته‌شدگی، جفت‌شدگی(دندان‌ها)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد occlusion

  1. noun obstruction
    Synonyms: barricade, barrier, block, blockage, blocking, closure, stoppage

ارجاع به لغت occlusion

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «occlusion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/occlusion

لغات نزدیک occlusion

پیشنهاد بهبود معانی