فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fall Back

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • phrasal verb
    عقب‌نشینی کردن، پس‌کشیدن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fall back

  1. verb retreat
    Synonyms: back, draw back, give back, recede, recoil, retire, retrocede, retrograde, surrender, withdraw, yield
    Antonyms: forge, forward, progress

ارجاع به لغت fall back

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fall back» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fall-back

لغات نزدیک fall back

پیشنهاد بهبود معانی