آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Retire

      rɪˈtaɪr rɪˈtaɪə

      گذشته‌ی ساده:

      retired

      شکل سوم:

      retired

      سوم‌شخص مفرد:

      retires

      وجه وصفی حال:

      retiring

      معنی retire | جمله با retire

      verb - intransitive B1

      کناره‌گیری کردن، استراحت کردن، بازنشسته شدن، پس رفتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      After lunch, she retired to her study.

      پس از نهار به اتاق مطالعه‌ی خود رفت.

      For Nowruz, I would like to retire to a quiet place in the mountains.

      برای نوروز دوست دارم به جای دنجی در کوهستان پناه ببرم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I decided to retire early with a newspaper.

      تصمیم گرفتم زودتر به بستر بروم و روزنامه بخوانم.

      Our forces attacked the enemy and then retired to their positions.

      نیروهای ما به دشمن حمله کردند؛ سپس به مواضع خود بازگشتند.

      Their soldiers have retired to organize a fresh attack.

      سربازان آن‌ها برای سازماندهی به یک حمله‌ی جدید عقب‌نشینی کرده‌اند.

      I retired at the age of 64.

      من در 64 سالگی بازنشسته شدم.

      After the Revolution, he retired from politics.

      پس از انقلاب از سیاست کناره گرفت.

      The hurt boxer had to retire from the contest.

      بوکسور مصدوم مجبور شد از مسابقه کنار برود.

      verb - transitive

      بازنشسته کردن، استراحت دادن، کنار گذاشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      a retired professor

      استاد بازنشسته

      to retire old machinery

      ماشین‌آلات کهنه را کنار گذاشتن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She was retired on full pay.

      او را با حقوق کامل بازنشسته کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد retire

      1. verb leave a place or responsibility
        Synonyms:
        go go away leave depart exit withdraw remove recede retreat pull back fall back give way hand over relinquish resign give up work stop working get away take off run along separate part repeal rescind revoke yield surrender pull out get off turn in go to bed hit the sack secede decamp regress give ground sever connections absent oneself seclude oneself go to one’s room go to sleep deny oneself make vacant leave service rusticate
        Antonyms:
        enter join begin

      لغات هم‌خانواده retire

      noun
      retiree, retirement
      adjective
      retired, retiring
      verb - intransitive
      retire

      سوال‌های رایج retire

      گذشته‌ی ساده retire چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده retire در زبان انگلیسی retired است.

      شکل سوم retire چی میشه؟

      شکل سوم retire در زبان انگلیسی retired است.

      وجه وصفی حال retire چی میشه؟

      وجه وصفی حال retire در زبان انگلیسی retiring است.

      سوم‌شخص مفرد retire چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد retire در زبان انگلیسی retires است.

      ارجاع به لغت retire

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «retire» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/retire

      لغات نزدیک retire

      • - retinoscopy
      • - retinue
      • - retire
      • - retired
      • - retiree
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.