آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Exit

      ˈeɡzɪt / / ˈeksɪt ˈeɡzɪt / / ˈeksɪt

      گذشته‌ی ساده:

      exited

      شکل سوم:

      exited

      سوم‌شخص مفرد:

      exits

      وجه وصفی حال:

      exiting

      شکل جمع:

      exits

      معنی exit | جمله با exit

      noun countable A2

      خروجی، محل خروج، مخرج

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      My house is near the Gilman exit on interstate five.

      خانه‌ی من در نزدیکی خروجی گیلمن در بزرگراه پنجم قرار دارد.

      a fire exit

      برون‌راه آتش‌سوزی (راه خروجی هنگام آتش‌سوزی)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Exits and entrances are marked by blinking lights.

      راه‌های خروجی و دخولی(برون‌راه‌ها و درون‌راه‌ها) با چراغ چشمک‌زن مشخص شده‌اند.

      noun countable

      خروج

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      exit visa

      ویزای خروج

      verb - intransitive

      خارج شدن، بیرون رفتن

      to make a hasty exit from a place

      با شتاب از جایی خارج شدن

      His exit from the meeting was unexpected.

      خروج او از جلسه غیرمنتظره بود.

      verb - transitive

      ترک کردن، رها کردن

      verb - transitive

      پیاده شدن

      She will exit the airplane at Jacksonville.

      او در جکسون ویل از هواپیما پیاده خواهد شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد exit

      1. noun way out of a place
        Synonyms:
        opening door outlet gate hole passage out egress avenue vent fire escape
        Antonyms:
        entrance
      1. noun leaving
        Synonyms:
        departure going farewell goodbye leave-taking adieu withdrawal retreat egress exodus expiration expiry death demise evacuation egression offgoing retirement stampede
        Antonyms:
        arrival coming entrance arriving entering
      1. verb leave a place
        Synonyms:
        go leave depart quit retreat withdraw move move out get away go away split get off issue retire say goodbye bid farewell take one’s leave go out get blow flake off git take a hike do vanishing act
        Antonyms:
        arrive enter come in go in

      سوال‌های رایج exit

      گذشته‌ی ساده exit چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده exit در زبان انگلیسی exited است.

      شکل سوم exit چی میشه؟

      شکل سوم exit در زبان انگلیسی exited است.

      شکل جمع exit چی میشه؟

      شکل جمع exit در زبان انگلیسی exits است.

      وجه وصفی حال exit چی میشه؟

      وجه وصفی حال exit در زبان انگلیسی exiting است.

      سوم‌شخص مفرد exit چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد exit در زبان انگلیسی exits است.

      ارجاع به لغت exit

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «exit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exit

      لغات نزدیک exit

      • - existentialist
      • - existing
      • - exit
      • - exit poll
      • - exit visa
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.