آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Farewell

ˌferˈwel ˌfeəˈwel

شکل جمع:

farewells

معنی farewell | جمله با farewell

adjective

خداحافظی، بدرود، وداع

We held a farewell dinner to honor his years of service.

ما شام خداحافظی‌ای برای تقدیر از سال‌ها خدمت او برگزار کردیم.

farewell ceremonies on the occasion of his excellency the ambassador's trip

مراسم بدرود به مناسبت سفر جناب سفیر

نمونه‌جمله‌های بیشتر

She penned a farewell letter to her closest friends.

او نامه‌ی وداعی برای صمیمی‌ترین دوستانش نوشت.

noun countable formal

وداع، خداحافظی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

We gathered at the station for a tearful farewell.

برای خداحافظی اشک‌بار در ایستگاه جمع شدیم.

The final farewell was difficult for everyone in the family.

وداع نهایی، برای همه‌ی افراد خانواده دشوار بود.

exclamation formal

قدیمی خدانگهدار، خداحافظ، بدرود

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

مشاهده

Farewell! Give my greetings to everyone.

خدانگهدار! همه را سلام برسان.

Farewell, everyone! I'll miss you all dearly.

خداحافظ به همه! دلم برای همه‌ی شما تنگ خواهد شد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد farewell

  1. noun departing saying; departure
    Antonyms:
  1. adjective of, done, given, or said on departing
    Synonyms:
    parting valedictory departing apopemptic good-bye final

سوال‌های رایج farewell

شکل جمع farewell چی میشه؟

شکل جمع farewell در زبان انگلیسی farewells است.

ارجاع به لغت farewell

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «farewell» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/farewell

لغات نزدیک farewell

پیشنهاد بهبود معانی