گذشتهی ساده:
entrancedشکل سوم:
entrancedسومشخص مفرد:
entrancesوجه وصفی حال:
entrancingشکل جمع:
entrancesمدخل، ورودی، در، دروازه
All entrances to the city were guarded by armed men.
کلیهی راههای ورود به شهر توسط قراولان مسلح پاسداری میشد.
For the child, books were the entrance to a new world.
برای آن کودک کتاب دری بود به یک دنیای جدید.
We passed through a narrow entrance.
از مدخل باریکی رد شدیم.
ورود (به صحنه توسط بازیگر، رقاص و...)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The actor timed his entrance perfectly to capture attention.
بازیگر، ورودش را بهطور کامل زمانبندی کرد تا توجه همه جلب شود.
The dancer’s entrance was met with loud applause.
ورود رقصنده با تشویق شدید مخاطبان همراه شد.
ورود، داخل شدن
She smiled upon her entrance into the room.
هنگام ورود به اتاق لبخند زد.
He made an entrance through the window.
او از پنجره داخل شد.
to make an entrance
وارد شدن
the entrance of the army into the city
ورود قشون به شهر
the country's entrance into war
ورود کشور به جنگ
entrance fee
ورودیه
entrance ticket
بلیط ورودی
اجازه ورود، حق ورود
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
Only staff have entrance to the restricted area.
تنها کارکنان، اجازهی ورود به منطقهی محدود را دارند.
He has entrance to all areas of the building.
او، حق ورود به تمام بخشهای ساختمان را دارد.
ادبی مدهوش کردن، ازخودبیخود کردن، شیفته کردن، مسحور کردن
The beauty of the land entranced them.
زیبایی آن سرزمین آنان را شیفته کرد.
The magician entranced the children with his tricks.
شعبدهباز، کودکان را با شعبدههایش مجذوب خود کرد.
شکل جمع entrance در زبان انگلیسی entrances است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «entrance» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/entrance