شکل جمع:
thresholdsآستانه (ورودی)
The bride stopped at the threshold, waiting for the door to be opened for her.
عروس در آستانه ایستاد و منتظر ماند تا در برایش باز شود.
The cat likes to sit on the threshold and watch the street.
گربه دوست دارد روی آستانه بنشیند و خیابان را تماشا کند.
to cross the threshold
وارد خانه شدن
آستانه (مرز آغاز)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Iran was at the threshold of profound changes.
ایران در آستانهی تغییرات ژرفی قرار داشت.
Once the noise level passed a certain threshold, the alarm system was automatically activated.
وقتی سطح صدا از آستانهی مشخصی گذشت، سیستم هشدار بهطور خودکار فعال شد.
the threshold of pain
آستانهی درد
شکل جمع threshold در زبان انگلیسی thresholds است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «threshold» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/threshold