فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Admittance

ədˈmɪtns ədˈmɪtns
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    admittances

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    هدایت ظاهری
    • - to gain admittance to...
    • - راه یافتن به ...
    • - no admittance
    • - ورود ممنوع
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد admittance

  1. noun permission to enter
    Synonyms: access, entrance, entrée, entry, ingress, pass, passage, reception

ارجاع به لغت admittance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «admittance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/admittance

لغات نزدیک admittance

پیشنهاد بهبود معانی