آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

      Entry

      ˈentri ˈentri

      شکل جمع:

      entries

      معنی entry | جمله با entry

      noun countable uncountable B1

      ورود، دخول، داخل شدن، اجازه‌ی ورود

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      the entry of the soldiers into the city

      وارد شدن سربازان به شهر

      He managed to gain entry into the club.

      او موفق شد که اجازه‌ی ورود به کلوب را به دست آورد.

      noun countable B1

      ورودی، محل ورود، مدخل، در، راهرو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      At the entry to the bridge stand two tall columns.

      در مدخل پل دو ستون بلند قرار دارد.

      They entered the church by the south entry.

      آنان از در جنوبی وارد کلیسا شدند.

      noun countable

      چیز ثبت‌شده یا واردشده

      He made no entries in his diary for that day.

      او درباره‌ی آن روز یادداشتی در کتابچه‌ی‌ خاطرات خود وارد نکرد.

      The entries for that month revealed his increasing anxiety.

      یادداشت‌های آن ماه حاکی از دلهره‌ی فزاینده‌ی او بود.

      noun countable uncountable

      شرکت‌کننده، شرکت، حضور (مسابقه و غیره)

      The prize for the best entry in the cooking contest is a trip to Italy.

      جایزه‌ی بهترین شرکت‌کننده در مسابقه‌ی آشپزی سفر به ایتالیا است.

      The entry fee for the marathon was quite high.

      هزینه‌ی حضور در ماراتن بسیار بالا بود.

      noun countable

      فقره، رقم، قلم (فهرست و دفتر حساب و غیره)

      The accountant carefully recorded each entry in the financial statement to ensure accuracy.

      حسابدار برای اطمینان از صحت، هر رقم را به‌دقت ثبت کرد.

      The entry in the company's ledger showed a significant increase in revenue for the month of July.

      رقم دفتر کل این شرکت نشان از افزایش قابل توجه درآمد در ماه جولای داشت.

      noun countable

      مدخل (واژه‌نامه و دایرة‌المعارف و غیره)

      The entry for "apple" in the dictionary includes its definition, pronunciation, and example sentences.

      مدخل apple در فرهنگ لغت مشتمل بر تعریف، تلفظ و نمونه‌جملات است.

      The student was having trouble understanding the complex entries in the science textbook.

      دانش‌آموز در درک مدخل‌های پیچیده‌ی کتاب علوم مشکل داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد entry

      1. noun way in to a place
        Synonyms:
        entrance door access opening way in doorway gate approach passage portal passageway adit inlet threshold hall lobby foyer ingress ingression vestibule
        Antonyms:
        exit egress
      1. noun introduction; permission to enter
        Synonyms:
        entrance access admission admittance way ingress entrée entering coming in appearance introduction introgression initiation adit
        Antonyms:
        rejection refusal conclusion blackballing
      1. noun person participating in competition; effort
        Synonyms:
        participant player competitor contestant candidate entrant attempt submission
        Antonyms:
        spectator fan
      1. noun listing in a record
        Synonyms:
        note item account registration memo memorandum minute jotting

      لغات هم‌خانواده entry

      noun
      entrance, entrant, entry
      verb - intransitive
      enter

      سوال‌های رایج entry

      شکل جمع entry چی میشه؟

      شکل جمع entry در زبان انگلیسی entries است.

      ارجاع به لغت entry

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «entry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/entry

      لغات نزدیک entry

      • - entropy
      • - entrust
      • - entry
      • - entry block
      • - entry condition
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.