شکل جمع:
playersورزش بازیکن (در مسابقه یا بازی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
She is a talented tennis player who has won many championships.
او یک بازیکن تنیس با استعداد است که قهرمانیهای زیادی کسب کرده است.
The players on the football team practiced hard for the upcoming match.
بازیکنان تیم فوتبال برای مسابقهی پیشرو سخت تمرین کردند.
a football player
فوتبالیست
موسیقی نوازنده، خواننده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He is a skilled guitar player and performs at local concerts.
او نوازندهی ماهر گیتار است و در کنسرتهای محلی اجرا میکند.
The piano player played beautifully during the recital.
نوازندهی پیانو در طول کنسرت به زیبایی نواخت.
قدیمی کسبوکار هنر هنرپیشه، بازیگر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
She is a famous player who has starred in many blockbuster movies.
او یک هنرپیشهی مشهور است که در بسیاری از فیلمهای پرفروش نقشآفرینی کرده است.
The player received an award for her outstanding performance in the play.
آن هنرپیشه به خاطر اجرای برجستهاش در نمایش، جایزه دریافت کرد.
تکنولوژی پلیر، دستگاه پخش صدا یا تصویر
I bought a new music player to listen to my favorite songs on the go.
من یک دستگاه پخش موسیقی جدید خریدم تا در حرکت به آهنگهای مورد علاقهام گوش دهم.
The DVD player in the living room stopped working yesterday.
دستگاه دیویدی پلیر در اتاق نشیمن دیروز خراب شد.
مهاجم، (بازیکن) تهاجمی، هجومی
بازیکن را کنار گذاشتن/حذف کردن
بازیکن تیمی خوب، کسی که کار گروهی را خوب انجام میدهد
نوازندهی فلوت
والیبالیست، بازیکن والیبال
بسکتبالیست، بازیکن بسکتبال
بازیکن تنیس
شطرنجباز، بازیکن شطرنج
شکل جمع player در زبان انگلیسی players است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «player» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/player