آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۳

      Artist

      ˈɑːrt̬ɪst ˈɑːtɪst

      شکل جمع:

      artists

      معنی artist | جمله با artist

      noun countable A2

      هنر هنرمند، هنرور، هنرپیشه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      two paintings by an unknown artist

      دو نقاشی توسط هنرمندی ناشناس

      theater artists

      هنرپیشگان تئاتر

      noun countable

      موسیقی هنر نوازنده، موسیقی‌دان، خواننده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Each artist brings a unique style to the stage.

      هر نوازنده سبک منحصربه‌فردی را به صحنه می‌آورد.

      The artist captivated the audience with her soulful voice.

      این خواننده با صدای دلنشین خود تماشاگران را مجذوب خود کرد.

      noun countable

      قدیمی هنر پیشه‌ور، صنعتگر

      As an artist, she sculpted intricate figures that seemed to come alive with every stroke.

      به‌عنوان یک صنعتگر، چهره‌های پیچیده‌ای را می‌ساخت که به نظر می‌رسید با هر ضربه‌ای زنده می‌شوند.

      The community rallied to support the struggling artist.

      مردم برای حمایت از این پیشه‌ور مبارز تجمع کردند.

      noun countable

      هنر بازیگر، نقش‌باز

      The artist captivated the audience with his incredible performance.

      این بازیگر با اجرای باورنکردنی‌اش تماشاگران را مجذوب خود کرد.

      The theatrical entertainer received rave reviews for her latest show.

      این بازیگر تئاتر برای آخرین نمایش خود نقدهای مثبتی دریافت کرد.

      noun countable

      ماهر، استاد، متخصص، کاربلد

      When it comes to lying, he is an artist.

      در دروغ‌گویی استاد است.

      The artist's work was praised for its creativity and originality.

      کار این فرد ماهر به‌دلیل خلاقیت و اصالت آن مورد ستایش قرار گرفت.

      noun countable

      پزشکی قدیمی پزشک، طبیب

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The artist explained the procedure with great clarity.

      پزشک این روش را با وضوح زیادی توضیح داد.

      The artist skillfully diagnosed the complex condition.

      این طبیب به‌طرز ماهرانه‌ای وضعیت پیچیده را تشخیص داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد artist

      1. noun person skilled in creative activity
        Synonyms:
        expert creator painter artiste artisan craftsperson whiz virtuoso authority composer inventor handicrafter
        Antonyms:
        scientist

      Collocations

      display artist

      کسی که ویترین مغازه‌ها و درون مؤسسات را با آگهی تجارتی تزیین می‌کند.

      لغات هم‌خانواده artist

      noun
      art, artist, artistry
      adjective
      artistic, arty
      adverb
      artistically

      سوال‌های رایج artist

      شکل جمع artist چی میشه؟

      شکل جمع artist در زبان انگلیسی artists است.

      ارجاع به لغت artist

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «artist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/artist

      لغات نزدیک artist

      • - artisan
      • - artisanal
      • - artist
      • - artiste
      • - artistic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.