به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Artist

ˈɑːrt̬ɪst ˈɑːtɪst
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    artists

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable A2
    هنرور، هنرمند، هنرپیشه، صنعتگر، نقاش و هنرمند، بازیگر، ماهر در هنرهای روی صحنه، موسیقیدان
    • - two paintings by an unknown artist
    • - دو نقاشی توسط هنرمندی ناشناس
    • - theater artists
    • - هنرپیشگان تئاتر
    • - When it comes to lying, he is an artist.
    • - در دروغگویی استاد است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد artist

  1. noun person skilled in creative activity
    Synonyms: artisan, artiste, authority, composer, craftsperson, creator, expert, handicrafter, inventor, painter, virtuoso, whiz
    Antonyms: scientist

لغات هم‌خانواده artist

ارجاع به لغت artist

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «artist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/artist

لغات نزدیک artist

پیشنهاد بهبود معانی