آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آبان ۱۴۰۴

    Verbiage

    ˈvɜrːbiɪdʒ ˈvɜːbi-ɪdʒ

    معنی verbiage

    noun

    اطناب، لفاظی، درازگویی، سخن‌پردازی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد verbiage

    1. noun repetition, wordiness
      Synonyms:
      redundancy verbosity wordiness long-windedness loquacity prolixity pleonasm tautology circumlocution periphrasis periphrase floridity expansiveness
      Antonyms:
      conciseness

    سوال‌های رایج verbiage

    معنی verbiage به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «verbiage» در زبان فارسی به معنی «پرگویی»، «زیاده‌گویی»، «لفاظی» یا گاهی «پُرچانگی» ترجمه می‌شود.

    این واژه از ریشه‌ی لاتین verbum به معنی «کلمه» گرفته شده و در زبان انگلیسی معمولاً برای توصیف متنی یا گفتاری به کار می‌رود که بیش از اندازه از واژه‌ها استفاده کرده باشد، بدون آن‌که معنای واقعی یا ارزش افزوده‌ای به محتوا بیفزاید. به بیان دیگر، verbiage زمانی رخ می‌دهد که «کلمات زیادند، اما معنا کم است».

    در نوشتار رسمی، verbiage نوعی ضعف در بیان محسوب می‌شود. وقتی نویسنده یا سخن‌گو از واژه‌ها، عبارات یا جمله‌های طولانی و تکراری استفاده می‌کند، مخاطب دچار خستگی و سردرگمی می‌شود. به همین دلیل در سبک‌نویسی آکادمیک یا حرفه‌ای، توصیه می‌شود که از verbiage پرهیز شود و به جای آن، اختصار، دقت و وضوح در بیان رعایت گردد. این اصل به‌ویژه در متون حقوقی، فنی و علمی اهمیت زیادی دارد، زیرا در این حوزه‌ها هر واژه باید حامل معنا و کارکرد مشخصی باشد.

    از دیدگاه زبانی، verbiage می‌تواند نشانه‌ای از کمبود تسلط بر محتوا یا تلاش برای پنهان‌کردن ضعف استدلال باشد. برای مثال، در سخنرانی‌هایی که گوینده از اصطلاحات زیاد و جملات پیچیده استفاده می‌کند، گاه هدف اصلی پنهان‌کردن سادگی یا ضعف در منطق است. در این حالت، کلمات به جای ابزار روشنگری، به ابزاری برای ابهام‌سازی تبدیل می‌شوند. همین ویژگی باعث شده است که واژه‌ی «verbiage» گاهی بار منفی یا انتقادی نیز در خود داشته باشد.

    با این حال، در برخی بافت‌ها، verbiage می‌تواند معنایی خنثی‌تر یا حتی مثبت داشته باشد. برای نمونه، در تبلیغات، شعر یا نثر ادبی، استفاده‌ی آگاهانه از واژه‌های فراوان و بازی‌های زبانی ممکن است به‌منظور ایجاد ریتم، زیبایی و تأثیر عاطفی صورت گیرد. در چنین مواردی، هدف صرفاً انتقال معنا نیست، بلکه برانگیختن احساس و ساختن لحن یا فضایی خاص است. بنابراین، قضاوت در مورد verbiage همیشه به بافت و نیت نویسنده بستگی دارد.

    verbiage مفهومی است که میان زبان و معنا تعادل می‌طلبد. از یک سو، زبان ابزار بیان و تفکر است، اما از سوی دیگر، اگر در آن افراط شود، می‌تواند همان معنا را در میان انبوهی از کلمات پنهان کند. نویسنده یا سخن‌گوی توانمند کسی است که بداند چه‌زمان باید از واژه‌ها بهره گیرد و چه‌زمان باید از آنها بگذرد — زیرا در نهایت، قدرت زبان در وضوح آن نهفته است، نه در حجمش.

    ارجاع به لغت verbiage

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «verbiage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/verbiage

    لغات نزدیک verbiage

    • - verbatim
    • - verbena
    • - verbiage
    • - verbid
    • - verbify
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.