آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ دی ۱۴۰۱

    Playable

    ˈpleɪəbl ˈpleɪəbl

    معنی playable | جمله با playable

    adjective

    سینما و تئاتر (بازی ویدئویی) لذت‌بخش

    These games are playable but are said to still have some speed and compatibility issues.

    این بازی‌ها لذت‌بخش هستند، اما گفته می‌شود که هنوز مشکلاتی در زمینه‌ی سرعت و سازگاری دارند.

    I've been looking for a decent, playable space empire game for ages.

    من مدت‌هاست که به‌دنبال یک بازی امپراتوری فضایی مناسب و لذت‌بخش هستم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The American version of the popular film sadly failed to be playable due to poor casting.

    نسخه‌ی آمریکایی این فیلم محبوب، متأسفانه به دلیل بازی ضعیف، لذت‌بخش نبود.

    adjective

    موسیقی (به آسانی و نه‌چندان مشکل) قابل نواختن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The New York is a very playable guitar.

    گیتار New York قابل نواختن است (=نواختن آن سخت نیست).

    "Her electronic piano is very playable," he said.

    او گفت: «نواختن پیانوی الکترونیکی او چندان سخت نیست.»

    adjective

    (زمین ورزشی) قابل بازی، در شرایط خوب و مناسب برای بازی

    The tennis courts were a little worn but very playable.

    زمین‌های تنیس کمی فرسوده و ساییده‌شده اما در شرایط خوب و مناسب برای بازی بودند.

    He said the pitch was perfectly playable, but the stadium management wanted to avoid further deterioration.

    او گفت که زمین کاملاً قابل بازی بود، اما مدیریت ورزشگاه می‌خواست از خراب شدن و فرسودگی بیشتر جلوگیری کند.

    adjective

    (توپ) قابل بازی

    The ball is playable if it is touching any part of a line.

    توپ در صورتی قابل بازی است که هر قسمت از خط را لمس کند.

    As long as the ball doesn't hit the floor, it's playable.

    تا زمانی که توپ به زمین برخورد نکند، قابل بازی است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد playable

    1. adjective Capable of or suitable for being played or played on; ; ; ; - P.H.Lang
      Antonyms:
      unplayable

    لغات هم‌خانواده playable

    noun
    play, interplay, replay, player, playfulness
    adjective
    playful, playable
    verb - transitive
    play, outplay, replay
    adverb
    playfully

    ارجاع به لغت playable

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «playable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/playable

    لغات نزدیک playable

    • - play-by-play
    • - playa
    • - playable
    • - playact
    • - playback
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.