گذشتهی ساده:
played backشکل سوم:
played backسومشخص مفرد:
plays backوجه وصفی حال:
playing backشکل جمع:
playbacksشکل نوشتاری این لغت در حالت فعل (verb): play back
بازپخش، اجرای مجدد
The archaeological team utilized advanced software for the digital playback of ancient musical instruments, allowing for a better understanding of their original acoustics.
تیم باستانشناسی از نرمافزار پیشرفتهای برای بازپخش دیجیتالی سازهای موسیقی باستانی استفاده کرد که به درک بهتر آکوستیک اصلی آنها کمک میکند.
During the lecture on digital media, the professor demonstrated the process of encoding and decoding data for the seamless playback of high-definition video files.
در طول سخنرانی دربارهی رسانههای دیجیتال، استاد فرآیند کدگذاری و رمزگشایی دادهها را برای بازپخش بدون وقفهی فایلهای ویدیویی با کیفیت بالا نشان داد.
(play back) بازپخش کردن، اجرای مجدد کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Researchers can now play back the recorded brain activity of subjects to observe neural responses to specific stimuli.
محققان اکنون میتوانند فعالیت مغزی ضبطشده سوژهها را بازپخش کنند تا واکنشهای عصبی به محرکهای خاص را مشاهده کنند.
During the lecture, the professor decided to play back a segment of the field recording to illustrate the distinct bird calls.
در طول سخنرانی، استاد تصمیم گرفت قسمتی از ضبط میدانی را بازپخش کند تا آوازهای متمایز پرندگان را نشان دهد.
Students are often encouraged to play back the audio of complex discussions multiple times to fully grasp the arguments presented.
دانشجویان اغلب تشویق میشوند که صدای بحثهای پیچیده را چندین بار بازپخش کنند تا استدلالهای ارائهشده را بهطور کامل درک کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «playback» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/playback