آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Member

      ˈmembər ˈmembə

      شکل جمع:

      members

      معنی member | جمله با member

      noun countable A2

      کارمند، شعبه، بخش، جز

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست
      noun countable

      عضو، اندام (به ویژه اندام تناسلی یا دست و پا)، عضو بدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      A loose tongue is a troublesome member.

      زبان لگام‌گسیخته اندام پر دردسری است.

      He covered his member with both hands.

      با هر دو دست ذکر خود را پوشاند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Are you a member of this club?

      شما عضو این باشگاه هستید؟

      a member of Iran's armed forces

      عضو نیروهای مسلح ایران

      to become a member

      به عضویت درآمدن، عضو شدن

      honorary member

      عضو افتخاری

      family members

      اعضای فامیل

      members of the tribe

      افراد قبیله

      (Bible) we are members one of another

      (سعدی) بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

      to become a member of a club

      عضو شدن در یک باشگاه

      Species are members of a genus.

      گونه‌ها بخش‌هایی از جنس هستند.

      two members of parliament

      دو نماینده‌ی مجلس

      noun

      (ریاضی) طرف تساوی، (پل یا ساختمان یا معادله ی ریاضی یا جمله یا رده بندی و غیره) بخش، جز (اجزا)

      noun

      (مجلس شورا و غیره) نماینده، وکیل

      noun

      (از نظر جا و طرز قرارگیری) بخشی از یک گیاه، شاخه، اندام گیاهی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد member

      1. noun part of a group
        Synonyms:
        part component unit section piece portion segment division constituent affiliate associate representative branch chapter comrade offshoot parcel cut joiner post
      1. noun appendage
        Synonyms:
        part component element feature segment portion fragment limb extremity arm leg organ constituent

      سوال‌های رایج member

      شکل جمع member چی میشه؟

      شکل جمع member در زبان انگلیسی members است.

      ارجاع به لغت member

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «member» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/member

      لغات نزدیک member

      • - melvin
      • - mem
      • - member
      • - member of congress
      • - member of parliament
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rutabaga edamame chayote shallot water chestnut chinese cabbage daikon galangal cress salsify cardoon abel tree acacine acajou ackee فرمانروا ملال تأنی هیجان‌انگیز شنگرف استقبال بیداری تزیین انضباط شربت خشخاش شلغم زرد سپیدار کرتاسه کندو تأمل
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.