آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴

      Comrade

      ˈkɑːmræd ˈkɒm.reɪd

      شکل جمع:

      comrades

      معنی comrade | جمله با comrade

      noun countable B2

      نظامی رفیق، همراه، یار، هم‌رزم، رفیق روزهای سخت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      We swear by the blood of our comrades, we stand until the end.

      قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان.

      During the war, soldiers relied heavily on their comrades for support and survival.

      در طول جنگ، سربازان به شدت به هم‌رزمان خود برای حمایت و بقا تکیه داشتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Comrades in the movement worked together to bring about social change.

      رفقای جنبش با هم کار کردند تا تغییرات اجتماعی ایجاد کنند.

      The political party members greeted each other as comrades during the rally.

      اعضای حزب سیاسی در طول تجمع یکدیگر را به عنوان رفقا سلام کردند.

      She considered all her colleagues as comrades in the fight for workers’ rights.

      او همه همکارانش را به عنوان رفقا در مبارزه برای حقوق کارگران می‌دانست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد comrade

      1. noun ally
        Synonyms:
        friend partner associate companion mate buddy pal colleague confidant intimate crony chum compeer co-worker confidante sidekick compatriot bosom buddy confederate comate
        Antonyms:
        enemy opponent foe
      1. noun a friend who is frequently in the company of another
        Synonyms:
        companion associate confidant confidante fellow intimate familiar
      1. noun one who shares interests or activities with another
        Synonyms:
        associate chum companion brother crony buddy fellow mate pal ally alter ego colleague compeer confidant confrere friend partner peer sidekick tovarish
        Antonyms:
        opponent enemy foe

      سوال‌های رایج comrade

      شکل جمع comrade چی میشه؟

      شکل جمع comrade در زبان انگلیسی comrades است.

      ارجاع به لغت comrade

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «comrade» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/comrade

      لغات نزدیک comrade

      • - computing center
      • - comr
      • - comrade
      • - comrade in arms
      • - comradeship
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.