آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۴

      Partner

      ˈpɑːrtnər ˈpɑːtnə

      گذشته‌ی ساده:

      partnered

      شکل سوم:

      partnered

      سوم‌شخص مفرد:

      partners

      وجه وصفی حال:

      partnering

      شکل جمع:

      partners

      معنی partner | جمله با partner

      noun countable B2

      شریک، همدست، همسر، یار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Nosratollah and Bagherzadeh have been partners since their youth.

      نصرت‌الله و باقرزاده از جوانی با هم شریک بوده‌اند.

      to become partners

      شریک شدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      he and two of his partners

      او و دو نفر از شریکانش

      verb - transitive verb - intransitive

      شریک شدن یا کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      British sea power, partnered with the French, could overcome any country's navy.

      نیروی دریایی انگلیس با مشارکت فرانسه می‌توانست بر نیروی دریایی هر کشوری مستولی شود.

      Mehri and Bert have partnered up for the next dance.

      مهری و برت برای رقص بعدی یار شده‌اند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد partner

      1. noun person who takes part with another
        Synonyms:
        friend companion associate helper ally colleague accomplice assistant teammate collaborator mate pal sidekick comrade cohort confederate crony chum participant coworker spouse husband wife date consort helpmate buddy playmate
        Antonyms:
        enemy foe

      لغات هم‌خانواده partner

      noun
      partner, partnership
      verb - transitive
      partner

      سوال‌های رایج partner

      معنی partner به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Partner» در زبان فارسی به «شریک» یا «همکار» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی شریک به فرد یا نهادی گفته می‌شود که در انجام یک فعالیت، کسب‌وکار، پروژه یا هر نوع همکاری مشترک با دیگری مشارکت دارد. مفهوم شریک بسیار گسترده است و در حوزه‌های مختلف زندگی شخصی، تجاری، علمی، ورزشی و اجتماعی کاربرد دارد. شریک ممکن است کسی باشد که در اهداف، مسئولیت‌ها، سود و زیان با فرد یا گروه دیگری شریک است.

      در زندگی شخصی و خانوادگی، partner اغلب به همسر، دوست‌پسر یا دوست‌دختر اشاره دارد. این افراد به عنوان شریک زندگی شناخته می‌شوند و روابطشان بر پایه‌ی اعتماد، حمایت متقابل و همکاری شکل می‌گیرد. اهمیت داشتن یک شریک زندگی در ایجاد تعادل روانی، حمایت عاطفی و بهبود کیفیت زندگی بسیار برجسته است. در این رابطه، هر دو طرف مسئولیت‌ها و لذت‌های مشترک را تقسیم می‌کنند و برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش می‌کنند.

      در کسب‌وکار و اقتصاد، شریک به فرد یا شرکتی گفته می‌شود که در مالکیت یا مدیریت یک کسب‌وکار سهیم است. شراکت در این زمینه می‌تواند به شکل رسمی با قراردادهای حقوقی تنظیم شود و مسئولیت‌ها و سهم سود یا زیان هر شریک مشخص گردد. وجود شرکا باعث تقسیم کار، افزایش سرمایه، تسهیل تصمیم‌گیری و ارتقای کارایی سازمان می‌شود. بسیاری از شرکت‌ها به‌دلیل تنوع تخصص‌ها و منابع، با چند شریک اداره می‌شوند.

      از دیدگاه ورزشی و تیمی، partner به هم‌تیمی یا همراهی گفته می‌شود که در فعالیت‌های گروهی مانند ورزش‌های دونفره یا تیمی، با دیگران همکاری می‌کند. در این حالت، هماهنگی، اعتماد و همکاری متقابل اهمیت زیادی دارد و موفقیت تیم بستگی زیادی به عملکرد درست شرکا دارد. در بسیاری از ورزش‌ها، وجود یک شریک قابل اعتماد و هماهنگ می‌تواند تفاوت بزرگی در نتیجه‌ی مسابقه ایجاد کند.

      در حوزه‌های علمی و پژوهشی، partner به همکارانی اطلاق می‌شود که در پروژه‌های تحقیقاتی، آزمایش‌ها یا نوآوری‌های علمی با یکدیگر همکاری می‌کنند. این نوع شراکت معمولاً بر پایه‌ی تبادل دانش، منابع و تجربه شکل می‌گیرد و می‌تواند باعث پیشرفت‌های مهم در حوزه‌های مختلف شود. همکاری علمی میان شرکا اغلب به انتشار مشترک مقالات، توسعه فناوری‌ها و حل مسائل پیچیده منجر می‌شود.

      کلمه‌ی partner نمادی از همکاری، تعامل و مشارکت است که در زمینه‌های گوناگون زندگی نقش حیاتی دارد. داشتن شریک مناسب می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت‌های بزرگ‌تر، افزایش انگیزه و بهبود کیفیت نتایج باشد. اهمیت این مفهوم در همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها به خوبی درک شده و در بسیاری از مواقع، شریک به‌عنوان یکی از عناصر کلیدی برای تحقق اهداف مشترک شناخته می‌شود.

      گذشته‌ی ساده partner چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده partner در زبان انگلیسی partnered است.

      شکل سوم partner چی میشه؟

      شکل سوم partner در زبان انگلیسی partnered است.

      شکل جمع partner چی میشه؟

      شکل جمع partner در زبان انگلیسی partners است.

      وجه وصفی حال partner چی میشه؟

      وجه وصفی حال partner در زبان انگلیسی partnering است.

      سوم‌شخص مفرد partner چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد partner در زبان انگلیسی partners است.

      ارجاع به لغت partner

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «partner» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/partner

      لغات نزدیک partner

      • - partlet
      • - partly
      • - partner
      • - partnership
      • - parton
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.