آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ شهریور ۱۴۰۴

      Partly

      ˈpɑːrtli ˈpɑːtli

      معنی partly | جمله با partly

      adverb B1

      چندی، تاحدی، به‌نسبت، در یک جز ، تا یک اندازه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      You are partly responsible.

      تا اندازه‌ای مسئول هستی.

      what you say is partly right.

      تا حدودی حق با توست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد partly

      1. adverb not completely
        Synonyms:
        partially somewhat incompletely in part not entirely not fully halfway in some measure relatively slightly in some ways to a certain extent to a certain degree inadequately insufficiently measurably noticeably up to a certain point within limits piecemeal little by little by degrees bit by bit not wholly carelessly not strictly speaking in a general way at best at least at most at worst so far as possible in bits and pieces
        Antonyms:
        completely totally wholly

      لغات هم‌خانواده partly

      noun
      part, counterpart, parting, partition
      adjective
      partial, parting, part
      verb - transitive
      part, partition
      adverb
      part, partially, partly

      سوال‌های رایج partly

      معنی partly به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «partly» در زبان فارسی به «تا حدی»، «بخشی» یا «به‌نسبت» ترجمه می‌شود.

      «partly» برای بیان حالتی به کار می‌رود که در آن یک وضعیت یا پدیده به طور کامل رخ نداده، بلکه فقط بخشی از آن محقق شده است. این واژه نشان‌دهنده‌ی وجود سهمی نسبی و محدود در یک موضوع است، نه حضور مطلق یا کامل. به عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود: «موفقیت پروژه partly به تلاش تیم بستگی داشت»، منظور این است که تلاش تیم تنها یکی از عوامل مؤثر در موفقیت بوده و عوامل دیگری هم در نتیجه نقش داشته‌اند. این دقت معنایی باعث می‌شود «partly» در نوشتار رسمی و روزمره اهمیت زیادی پیدا کند.

      در متون علمی و پژوهشی، «partly» به پژوهشگران امکان می‌دهد سهم یا میزان تأثیر یک متغیر خاص را در میان مجموعه‌ای از عوامل توضیح دهند. مثلاً در علوم اجتماعی ممکن است جمله‌ای چنین بیان شود: «رفتارهای اجتماعی افراد partly تحت‌تأثیر محیط خانوادگی شکل می‌گیرد.» این بیان نشان می‌دهد که خانواده مهم است، اما همه‌چیز را تعیین نمی‌کند. چنین کاربردی به وضوح و عینیت علمی متن کمک می‌کند و مانع از ساده‌انگاری یا مطلق‌گرایی در تحلیل می‌شود.

      در ادبیات و زبان توصیفی، «partly» می‌تواند برای خلق تصویری چندلایه به کار رود. برای نمونه، نویسنده ممکن است بگوید: «آسمان partly ابری بود.» این عبارت حالتی میانه و متعادل را تصویر می‌کند که در آن آسمان نه کاملاً صاف و آفتابی است و نه کاملاً پوشیده از ابر. چنین کاربردی به زبان ظرافت می‌بخشد و خواننده را به درک دقیق‌تری از وضعیت دعوت می‌کند.

      در مکالمات روزمره نیز «partly» بسیار پرکاربرد است. افراد از این واژه برای نشان دادن میزان نسبی مسئولیت، علاقه یا باور استفاده می‌کنند. برای مثال: «من با نظر تو partly موافقم» یا «او در این اتفاق partly مقصر بود.» در هر دو جمله، گوینده از مطلق‌گویی پرهیز کرده و سهمی نسبی را برای خود یا دیگری قائل شده است. این شیوه‌ی بیان، گفت‌وگو را انعطاف‌پذیرتر و منطقی‌تر می‌سازد.

      «partly» واژه‌ای است که ما را به سوی نگاه متعادل و واقع‌بینانه هدایت می‌کند. جهان پیرامون ما به ندرت کاملاً سیاه یا کاملاً سفید است؛ اغلب ترکیبی از عوامل گوناگون در شکل‌گیری رخدادها نقش دارند. استفاده از «تا حدی» یا «partly» این حقیقت را به زبان منتقل می‌کند و کمک می‌کند تا مفاهیم را دقیق‌تر و انسانی‌تر بیان کنیم.

      ارجاع به لغت partly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «partly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/partly

      لغات نزدیک partly

      • - partizan
      • - partlet
      • - partly
      • - partner
      • - partnership
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.