آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

    Noticeably

    ˈnoʊt̬ɪsəbli ˈnəʊtɪsəbli

    معنی noticeably | جمله با noticeably

    adverb

    به‌طور محسوس، به‌طور مشهود، به‌طور مشخص، به‌طور قابل‌ملاحظه، به‌طور قابل‌توجه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    Ellen had become noticeably thinner.

    اِلن به‌طور محسوسی لاغرتر شده بود.

    This summer is noticeably warmer than previous ones.

    تابستان امسال به‌طور قابل توجهی گرم‌تر از تابستان‌های پیشین است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد noticeably

    1. adverb in a noticeable manner
      Synonyms:
      observably perceptibly

    لغات هم‌خانواده noticeably

    noun
    notice
    adjective
    noticeable, unnoticed
    verb - transitive
    notice
    adverb
    noticeably

    سوال‌های رایج noticeably

    معنی noticeably به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی noticeably در زبان فارسی به «به‌طور قابل توجه»، «به‌طور آشکار» یا «به‌طور مشهود» و «به‌طور محسوس» ترجمه می‌شود.

    این قید برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که به راحتی دیده یا احساس می‌شود و تفاوت یا تغییر آن برای دیگران مشهود است. به عبارت دیگر، وقتی چیزی noticeably اتفاق می‌افتد یا تغییر می‌کند، اثر آن به وضوح قابل مشاهده یا درک است.

    در مکالمات روزمره، noticeably برای بیان تغییرات ظریف یا مشهود در رفتار، ظاهر، شرایط یا وضعیت‌ها به کار می‌رود. به عنوان مثال، وقتی کسی پس از استراحت یا مرخصی بازمی‌گردد و انرژی و سرزندگی او به وضوح بیشتر شده است، می‌توان گفت: «She looked noticeably healthier after the vacation.» یعنی «پس از تعطیلات، او به‌طور قابل توجهی سالم‌تر به نظر می‌رسید.» این جمله نشان می‌دهد که تغییر حالت یا وضعیت او برای دیگران آشکار و محسوس است.

    در نوشتار رسمی و علمی، noticeably کاربرد گسترده‌ای دارد. در مقالات تحقیقاتی، گزارش‌ها و تحلیل‌ها، این قید برای نشان دادن تفاوت‌های آماری، تغییرات محسوس یا اثرات مشهود یک متغیر به کار می‌رود. به عنوان مثال، نویسنده ممکن است بنویسد: «The intervention improved participants’ performance noticeably.» یعنی «این مداخله عملکرد شرکت‌کنندگان را به‌طور قابل توجهی بهبود بخشید.» در اینجا، استفاده از noticeably تأکید بر مشهود بودن اثر و اهمیت تغییر دارد.

    از منظر روانشناسی و رفتارشناسی، noticeably می‌تواند برای توصیف تغییرات رفتاری یا احساسی فرد به کار رود. وقتی یک تغییر یا واکنش به وضوح قابل تشخیص است، این نشان می‌دهد که اثرات ملموس و قابل مشاهده‌ای ایجاد شده است و ممکن است توجه دیگران را جلب کند. استفاده از این قید به تحلیل دقیق‌تر رفتار یا شرایط کمک می‌کند.

    noticeably مفهومی است که بر قابل توجه بودن، مشهود بودن و آشکار بودن یک ویژگی، تغییر یا رفتار تأکید دارد. این قید کاربردی، چه در مکالمات روزمره و چه در نوشتار علمی و تحلیلی، به گوینده یا نویسنده امکان می‌دهد تا تأثیر یا تفاوت یک موضوع را به شکل واضح و مؤثر به دیگران منتقل کند.

    ارجاع به لغت noticeably

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «noticeably» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/noticeably

    لغات نزدیک noticeably

    • - notice period
    • - noticeable
    • - noticeably
    • - noticeboard
    • - notifiable
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.