آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۳

      Partial

      ˈpɑːrʃl ˈpɑːʃl

      صفت تفضیلی:

      more partial

      صفت عالی:

      most partial

      معنی partial | جمله با partial

      adjective B2

      جزئی، نسبی، ناتمام، پاره‌ای، ناقص

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The agreement resulted in a partial victory for both sides.

      این توافق منجر به پیروزی جزئی برای هر دو طرف شد.

      The report offered only a partial explanation of the events.

      این گزارش فقط توضیح ناتمامی از وقایع ارائه داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company announced a partial refund for the defective product.

      این شرکت، بازپرداختی ناقص برای محصول معیوب اعلام کرد.

      The building suffered partial damage in the earthquake.

      ساختمان در زلزله دچار آسیب نسبی شد.

      a partial success

      موفقیت ناتمام

      a partial eclipse of the moon

      ماه‌گرفتگی(خسوف) ناقص

      a partial evacuation of the city

      تخلیه‌ی برخی از نقاط شهر

      partial paralysis

      فلج ناقص

      a partial solution

      راه‌حل نسبی

      partial dispersion

      پاشندگی پاره‌ای

      partial ionization

      یونش پاری

      partial wave

      پاره موج

      adjective

      جانبدار، طرفدار، مغرض

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      A judge must be impartial and a partial judge belongs in prison.

      قاضی باید بی‌غرض باشد و قاضی سوگیر جایش در زندان است.

      The judge was accused of being partial to the defendant due to their shared background.

      قاضی متهم شد که به‌دلیل پیشینه‌ی مشترک، نسبت به متهم جانبدارانه عمل کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The news coverage was clearly partial, favoring one political party over another.

      پوشش خبری به‌وضوح بی‌طرف نبود و یک حزب سیاسی را بر دیگری ترجیح می‌داد.

      the partial testimony of the friends of the accused

      شهادت یک‌طرفه‌ی دوستان متهم

      adjective formal

      قدیمی علاقه داشتن، دوست داشتن (چیزی)

      She is very partial to ice-cream.

      او خیلی بستنی دوست دارد.

      She's partial to classical music.

      او به موسیقی کلاسیک علاقه دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I'm partial to movies with a good plot twist.

      من به فیلم‌هایی با پیچش داستانی خوب علاقه دارم.

      noun countable

      موسیقی هارمونیک، زیرصدا (بخشی از نت موسیقایی پیچیده که شامل امواج صوتی مختلف می‌شود)

      Analyzing the instrument's sound revealed strong partials at specific frequencies.

      تجزیه‌وتحلیل صدای ساز، هارمونیک‌های قوی در فرکانس‌های خاص را نشان داد.

      Musicians often manipulate the partials of a sound through various techniques.

      نوازندگان اغلب با تکنیک‌های مختلف هارمونیک‌های صدا را دستکاری می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد partial

      1. adjective relating to or affecting only a part; not total
        Synonyms:
        part fractional fragmentary
      1. adjective showing favoritism
        Synonyms:
        unfair influenced biased be fond of be attracted to have a taste for
        Antonyms:
        impartial unbiased unprejudiced fair just
      1. adjective disposed to favor one over another
        Synonyms:
        favorable preferential
      1. noun a harmonic with a frequency that is a multiple of the fundamental frequency
        Synonyms:
        bias chauvinism overtone partial-derivative partiality partisanship predilection partial tone
      1. adjective incomplete
        Synonyms:
        imperfect unfinished part halfway half done limited fractional uncompleted unperformed fragmentary
        Antonyms:
        complete whole entire total
      1. adjective biased, prejudiced
        Synonyms:
        unfair prejudiced influenced one-sided partisan discriminatory disposed predisposed minded interested unjust colored jaundiced favorably inclined prepossessed tendentious unindifferent warped
        Antonyms:
        unbiased fair unprejudiced just

      لغات هم‌خانواده partial

      noun
      part, counterpart, parting, partition
      adjective
      partial, parting, part
      verb - transitive
      part, partition
      adverb
      part, partially, partly

      سوال‌های رایج partial

      صفت تفضیلی partial چی میشه؟

      صفت تفضیلی partial در زبان انگلیسی more partial است.

      صفت عالی partial چی میشه؟

      صفت عالی partial در زبان انگلیسی most partial است.

      ارجاع به لغت partial

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «partial» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/partial

      لغات نزدیک partial

      • - parti coloured
      • - parti-colored
      • - partial
      • - partial carry
      • - partial correctness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.