Interested

ˈɪntrɪstɪd ˈɪntrɪstɪd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم‌شخص مفرد:

    interests
  • وجه وصفی حال:

    interesting
  • صفت تفضیلی:

    more interested
  • صفت عالی:

    most interested

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

adjective A2
دلبسته، علاقه‌مند، ذی‌نفع، مایل

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- one of the interested parties
- یکی از طرف‌های علاقه‌مند( دلبسته)
- He is interested in meeting you.
- او علاقه‌مند به ملاقات شماست.
adjective
مغرضانه، غرض‌آلود، غرض‌آمیز
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد interested

  1. adjective concerned, curious
    Synonyms:
    involved attentive impressed affected responsive sympathetic keen excited fascinated attracted stirred touched inspired stimulated obsessed biased prejudiced partial predisposed intent hooked lured drawn taken moved occupied absorbed engrossed into caught sold gone awakened roused spirited fired implicated partisan on the case eat sleep and breathe
    Antonyms:
    unconcerned disinterested apathetic incurious

لغات هم‌خانواده interested

ارجاع به لغت interested

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «interested» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/interested

لغات نزدیک interested

پیشنهاد بهبود معانی