خسته، رنگپریده، پریشان، آشفته، رنجور، تکیده (معمولاً در چهره)
She entered the room with a drawn expression.
او با چهرهای آشفته وارد اتاق شد.
After several sleepless nights, he appeared drawn and weak.
پساز چند شب بیخوابی، او خسته به نظر میرسید.
شکل سوم فعل Draw
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Important conclusions were drawn from the research.
نتایج مهمی از این تحقیق استخراج شده بود.
She was drawn to the bright lights of the city.
او به چراغهای پرنور شهر جذب شده بود.
وارد بحث شدن (ناخواسته)، به بحث کشیده شدن
at daggers drawn (with someone)
دشمن بودن با، باهم مثل سگ و گربه بودن، به خون هم تشنه بودن
گذشتهی ساده drawn در زبان انگلیسی drew است.
وجه وصفی حال drawn در زبان انگلیسی drawing است.
سومشخص مفرد drawn در زبان انگلیسی draws است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «drawn» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/drawn