Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

      Engrossed

      ɪnˈɡroʊst ɪnˈɡrəʊst

      معنی engrossed

      C2

      انحصارشده، به‌طور کامل اشغال‌شده، مجذوب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد engrossed

      1. adjective preoccupied; attentive to
        Synonyms:
        busy engaged occupied absorbed involved consumed immersed lost hooked intrigued fascinated captivated gripped rapt riveted enthralled intent diligent assiduous sedulous industrious deep gone into tied up wrapped up taken up with hung up all wound up bugged caught up caught up in monopolized head over heels up to here in fiend for heavily into turned on submerged
        Antonyms:
        uninterested bored inattentive disinterested uncaring oblivious unoccupied disenthralled

      سوال‌های رایج engrossed

      معنی engrossed به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «engrossed» در زبان فارسی به «غرق در چیزی» یا «کاملاً مشغول» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «engrossed» برای توصیف حالتی به کار می‌رود که فرد به شدت در یک فعالیت، فکر یا تجربه غرق شده و توجه او به هیچ چیز دیگر جلب نمی‌شود. وقتی گفته می‌شود «She was engrossed in her book»، منظور این است که او چنان در کتاب خود مشغول شده بود که نسبت به محیط اطراف خود بی‌توجه بود. این واژه معمولاً حاکی از تمرکز عمیق و جذب کامل ذهن است و می‌تواند احساس علاقه، هیجان یا تعمق شدید را منتقل کند.

      در ادبیات و متون نوشتاری، «engrossed» برای تأکید بر شدت و کیفیت توجه و درگیری ذهنی به کار می‌رود. نویسندگان از این کلمه برای نشان دادن این که یک شخصیت در فکر، کار یا تجربه‌ای به طور کامل غرق شده است استفاده می‌کنند و به خواننده حس عمق و استمرار تمرکز را منتقل می‌کنند. این کاربرد می‌تواند هم در زمینه‌های سرگرمی مانند مطالعه و بازی و هم در زمینه‌های جدی‌تر مانند کارهای تحقیقاتی یا تفکر عمیق به کار رود.

      از دیدگاه روانشناسی، «engrossed» به تجربه‌ی تمرکز کامل و حضور ذهن اشاره دارد. این حالت که گاهی به آن «flow» نیز گفته می‌شود، به افراد امکان می‌دهد فعالیت‌ها را با بهره‌وری و رضایت بیشتری انجام دهند. احساس «engrossed بودن» معمولاً با لذت، کاهش حواس‌پرتی و افزایش کارایی همراه است و نشان‌دهنده‌ی تعهد ذهنی و عاطفی به یک موضوع یا فعالیت است.

      در هنر و رسانه نیز این واژه کاربرد دارد. فیلم‌ها، داستان‌ها و بازی‌ها اغلب تلاش می‌کنند مخاطب را چنان درگیر کنند که او «engrossed» شود و برای مدتی از جهان واقعی جدا شود. این کاربرد به توانایی واژه در انتقال حس غرق شدن ذهنی و جذب کامل اشاره دارد و نشان می‌دهد که «engrossed» نه تنها یک حالت ذهنی، بلکه یک تجربه‌ی چندبعدی است که می‌تواند احساسات و توجه فرد را درگیر کند.

      «engrossed» مفهومی قدرتمند برای توصیف تمرکز کامل و غرق شدن در فعالیت یا تجربه‌ای خاص است. این واژه توانایی ایجاد تصویر ذهنی از شدت توجه و مشارکت فرد در یک فعالیت را دارد و نشان می‌دهد که شخص درگیر موضوع به گونه‌ای است که همه چیز دیگر در اطراف او کم‌رنگ می‌شود. این واژه در زندگی روزمره، آموزش، روانشناسی و هنر کاربرد گسترده‌ای دارد و تجربه‌ی ذهنی غرق شدن را به خوبی توصیف می‌کند.

      ارجاع به لغت engrossed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «engrossed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/engrossed

      لغات نزدیک engrossed

      • - engraving
      • - engross
      • - engrossed
      • - engrossed in a book
      • - engrossing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.