آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Engaged

    ɪnˈɡeɪdʒd ɪnˈɡeɪdʒd

    وجه وصفی حال:

    engaging

    صفت تفضیلی:

    more engaged

    صفت عالی:

    most engaged

    معنی engaged | جمله با engaged

    adjective B1

    مشغول، گرفتار کار

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    Unfortunately I am engaged this morning, but I am free this afternoon.

    متأسفانه امروز صبح گرفتارم؛ ولی بعد از ظهر آزادم.

    I'm engaged right now, so call back some other time.

    من در حال حاضر گرفتارم، پس مدتی بعد تماس بگیرید.

    adjective

    (زناشویی) نامزد شده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    an engaged couple

    زوجی که با هم نامزد هستند

    Kate’s engaged to Mark.

    کیت با مارک نامزد کرده است.

    adjective

    (معماری) چسبیده به دیوار، تا نیمه در دیوار

    engaged columns

    ستون‌های توی دیوار

    adjective

    متعهد

    adjective

    سفارش شده

    adjective

    (قشون و غیره) در کارزار، درگیر جنگ، درگیر

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد engaged

    1. adjective promised to be married
      Synonyms:
      promised betrothed spoken for affianced intended pledged committed contracted bound ringed plighted going steady steady hooked pinned matched asked for
      Antonyms:
      available uninvolved
    1. adjective operating; busy
      Synonyms:
      working busy employed occupied involved in use doing performing practicing at work interested committed unavailable tied up absorbed engrossed preoccupied immersed deep rapt wrapped up intent pursuing dealing in connected with in place signed
      Antonyms:
      not working inoperable disengaged

    سوال‌های رایج engaged

    وجه وصفی حال engaged چی میشه؟

    وجه وصفی حال engaged در زبان انگلیسی engaging است.

    صفت تفضیلی engaged چی میشه؟

    صفت تفضیلی engaged در زبان انگلیسی more engaged است.

    صفت عالی engaged چی میشه؟

    صفت عالی engaged در زبان انگلیسی most engaged است.

    ارجاع به لغت engaged

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «engaged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/engaged

    لغات نزدیک engaged

    • - engage someone in conversation
    • - engage with customers
    • - engaged
    • - engaged tone
    • - engagement
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.