اشغالی، اشغالشده (سرزمین و غیره)
The occupied city was under strict control by a foreign army.
شهر اشغالی تحتکنترل شدید ارتش بیگانه بود.
The village remained in an occupied state for several years before liberation.
این روستا پیشاز آزادسازی چندین سال در حالت اشغالشده باقی ماند.
اشغال، پر (صندلی و اتاق و غیره)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
All the non-smoking rooms are occupied at the moment.
تمام اتاقهای سیگار ممنوع درحالحاضر اشغال هستند.
I knocked on the door, hoping the bathroom was not occupied.
در زدم به امید اینکه حمام پر نباشد.
مشغول
My boss is always occupied with important meetings.
رئیس من همیشه مشغول جلسات مهم است.
The kids were fully occupied with their new toys.
بچهها کاملاً مشغول اسباببازیهای جدیدشان بودند.
کلمهی occupied در زبان فارسی به «اشغالشده»، «مشغول»، یا «اشغالی» ترجمه میشود.
این واژه از فعل occupy مشتق شده است که به معنای تصرف کردن، اشغال نمودن، یا به خود اختصاص دادن جایی یا زمانی است. کاربرد کلمهی occupied در زبان انگلیسی بسیار گسترده بوده و بسته به زمینهی استفاده میتواند معانی متعددی داشته باشد؛ از اشغال فیزیکی یک مکان گرفته تا مشغول بودن به کاری خاص.
در معنای فیزیکی، وقتی گفته میشود مکانی occupied است، منظور این است که آن مکان توسط فرد یا گروهی تصرف شده و در اختیار آنها قرار دارد. این کاربرد بیشتر در زمینههایی مانند مسکن، دفاتر کاری، اتاقها یا زمینها به کار میرود و نشاندهندهی عدم دسترسی آزاد دیگران به آن فضا است. به طور مثال، یک اتاق هتل زمانی occupied است که مهمان در آن اقامت دارد و دیگران نمیتوانند از آن استفاده کنند.
از طرفی، occupied به معنای مشغول بودن یا گرفتار بودن به انجام کاری نیز بسیار رایج است. وقتی گفته میشود کسی occupied است، یعنی فرد درگیر انجام وظیفهای خاص، جلسهای، یا فعالیتی است که توجه و زمان او را به خود اختصاص داده است. این کاربرد در موقعیتهای روزمره مانند تماس تلفنی، جلسه کاری یا هر فعالیتی که مانع حضور یا توجه فرد به امور دیگر میشود، بسیار دیده میشود.
علاوه بر این، کلمهی occupied میتواند در معانی انتزاعیتر نیز به کار رود؛ مثلاً در توصیف ذهن یا فکر کسی که مشغول اندیشیدن به موضوعی است. در این حالت، معنای «مشغول ذهنی» یا «درگیر فکری» پیدا میکند و بیانگر این است که فرد توجه و تمرکز خود را به موضوع خاصی معطوف کرده است.
واژهی occupied به عنوان یک صفت یا گذشتهی فعل، در بسیاری از زمینهها کاربرد دارد و بیانگر وضعیت اشغال یا مشغولیت است. این کلمه از جنبههای مختلف نشاندهندهی در دسترس نبودن فضا، زمان یا توجه فرد است و نقش مهمی در انتقال این مفاهیم در زبان انگلیسی ایفا میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «occupied» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/occupied