Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

      Dismantle

      dɪsˈmæntl dɪsˈmæntl

      گذشته‌ی ساده:

      dismantled

      شکل سوم:

      dismantled

      سوم‌شخص مفرد:

      dismantles

      وجه وصفی حال:

      dismantling

      معنی dismantle | جمله با dismantle

      verb - intransitive verb - transitive

      باز کردن، جدا کردن، قطعه‌قطعه کردن، پیاده کردن (ماشین‌آلات)

      The Russians dismantled German factories and took them to Russia.

      روس‌ها کارخانه‌های آلمان را پیاده کردند و به روسیه بردند.

      The workers dismantled the stage after the concert.

      کارگران پس از کنسرت، صحنه را از هم باز کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to dismantle old tanks

      تانک‌های قراضه را اوراق کردن

      to dismantle a fort

      دژی را از سلاح عاری کردن

      verb - transitive

      تعطیل کردن، منحل کردن، از هم پاشیدن، برچیدن (معمولاً به‌صورت تدریجی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The corporation was dismantled after years of financial losses.

      شرکت پس‌از سال‌ها زیان مالی، منحل شد.

      The new policy gradually dismantled the old education system.

      سیاست جدید، سیستم آموزشی قدیمی را به‌تدریج برچید.

      verb - transitive

      رد کردن، باطل کردن، نقض کردن

      He tried to dismantle the argument with solid evidence.

      او تلاش کرد با شواهد محکم، استدلال را رد کند.

      Critics dismantled the politician’s claims about the economy.

      منتقدان، ادعاهای سیاست‌مدار درباره‌ی اقتصاد را نقض کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dismantle

      1. verb take apart
        Synonyms:
        destroy demolish break down disassemble tear down wreck ruin level raze break up take down knock down undo strip deprive divest denude denudate bare pull down fell subvert decimate bankrupt wrack annihilate dismember disrobe part out strike unrig
        Antonyms:
        build assemble construct put together raise combine

      سوال‌های رایج dismantle

      گذشته‌ی ساده dismantle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dismantle در زبان انگلیسی dismantled است.

      شکل سوم dismantle چی میشه؟

      شکل سوم dismantle در زبان انگلیسی dismantled است.

      وجه وصفی حال dismantle چی میشه؟

      وجه وصفی حال dismantle در زبان انگلیسی dismantling است.

      سوم‌شخص مفرد dismantle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dismantle در زبان انگلیسی dismantles است.

      ارجاع به لغت dismantle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dismantle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dismantle

      لغات نزدیک dismantle

      • - dismal
      • - dismal failure
      • - dismantle
      • - dismantlement
      • - dismast
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.