آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ خرداد ۱۴۰۳

      Wreck

      rek rek

      گذشته‌ی ساده:

      wrecked

      شکل سوم:

      wrecked

      سوم‌شخص مفرد:

      wrecks

      وجه وصفی حال:

      wrecking

      شکل جمع:

      wrecks

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در معنای چهارم: shipwreck

      معنی wreck | جمله با wreck

      verb - intransitive verb - transitive C2

      ویران کردن، با خاک یکسان کردن، نابود کردن، تخریب کردن، خراب کردن، داغان کردن، منهدم کردن، از بین بردن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Worry wrecked her nervous.

      نگرانی اعصاب او را خراب کرد.

      Smoking and drinking wrecked his health.

      سیگار و مشروبات الکلی سلامتی او را از بین برد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Rain wrecked our plans.

      باران نقشه‌های ما را خراب کرد.

      noun countable C2

      (وسیله‌ی نقلیه، هواپیما، کشتی و ...) لاشه، تکه‌پاره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      a car wreck

      لاشه‌ی اتومبیل

      The wrecks of the ship were scattered all over the shore.

      تکه‌پاره‌های کشتی در سرتاسر ساحل پراکنده شده بود.

      noun countable informal C2

      (فرد) پریشان، داغان

      The wreck sat slumped in the corner, lost in thought.

      فرد پریشان در گوشه‌ای نشسته بود و در فکر فرو رفته بود.

      He was a wreck after hearing the devastating news.

      او پس‌از شنیدن این خبر مخرب، داغان شد.

      noun countable uncountable

      غرق (کشتی)

      The wreck of the battleship was accidental.

      غرق شدن آن ناو جنگی تصادفی بود.

      The wreck was a haunting reminder of the dangers of the sea.

      غرق شدن کشتی یادآور خطرات دریا بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The wreck was a tragic event that left many sailors stranded at sea.

      غرق شدن کشتی یک حادثه‌ی غم‌انگیز بود که بسیاری از ملوانان را در دریا گیر انداخت.

      noun uncountable

      تخریب، ویرانی، خرابی، علیل

      The stroke left him a helpless wreck.

      سکته‌ی مغزی او را علیل کرد.

      the wreck of a great civilization

      ویرانی یک تمدن بزرگ

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wreck

      1. noun severe damage or severely damaged goods
        Synonyms:
        destruction wreckage debris ruin mess crash devastation collapse waste heap junk total ruins disruption litter pile-up smashup derelict relic junker jalopy hulk crate rear-ender fender bender shipwreck debacle
        Antonyms:
        creation
      1. verb ruin, destroy
        Synonyms:
        destroy smash damage spoil break trash vandalize sabotage devastate demolish disable impair injure undermine mangle batter cripple shatter total torpedo subvert ravage raze dilapidate mar efface decimate scuttle sink founder strand run aground crash smash up tear up mess up do in take out take apart put out of commission pile up dash wrack wrack up capsize crack up beach bash shipwreck
        Antonyms:
        create build repair

      سوال‌های رایج wreck

      گذشته‌ی ساده wreck چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wreck در زبان انگلیسی wrecked است.

      شکل سوم wreck چی میشه؟

      شکل سوم wreck در زبان انگلیسی wrecked است.

      شکل جمع wreck چی میشه؟

      شکل جمع wreck در زبان انگلیسی wrecks است.

      وجه وصفی حال wreck چی میشه؟

      وجه وصفی حال wreck در زبان انگلیسی wrecking است.

      سوم‌شخص مفرد wreck چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wreck در زبان انگلیسی wrecks است.

      ارجاع به لغت wreck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wreck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wreck

      لغات نزدیک wreck

      • - wreathe
      • - wreathy
      • - wreck
      • - wreck someone’s career
      • - wreckage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.