آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Mess

      mes mes

      گذشته‌ی ساده:

      messed

      شکل سوم:

      messed

      سوم‌شخص مفرد:

      messes

      وجه وصفی حال:

      messing

      شکل جمع:

      messes

      معنی mess | جمله با mess

      noun B1

      شلوغی، کثیفی، شلختگی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      We have to clear away the mess left by the guests.

      باید ریخت و پاش مهمانان را جمع و جور کنیم.

      a big mess of people

      توده‌ی بزرگی از مردم جورواجور

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The apartment was a big mess.

      آپارتمان غرق در کثافت بود.

      He is making a mess of his own life.

      او دارد زندگی خود را تباه می‌کند.

      She got herself into a mess.

      او خود را به دردسر انداخت.

      The prisoner's appearance was a mess.

      سر و وضع آن زندانی افتضاح بود.

      noun

      یک خوراک (از غذا)، یک ظرف غذا، هم غذایی (در ارتش و غیره)، غذاخوری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The mess opens at eight.

      غذاخوری ساعت هشت باز می‌شود.

      mess building

      ساختمان غذاخوری

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a mess of beans and beef

      خوراک لوبیا و گوشت گاو

      a savory mess of rice and chicken livers

      خوراک خوشمزه‌ای از برنج و جگر مرغ

      A mess of milk made by crumbling bread into it.

      خوراک شیر که در آن نان تلیت کرده‌بودند.

      Every officer is assigned to a mess.

      هر افسر را مأمور یک گروه هم‌خوراک می‌کنند.

      They never served the mess on time.

      هیچ‌گاه سر وقت غذا نمی‌دادند.

      Fresh fruit was a rarity in army messes.

      در ناهارخانه‌های ارتشی میوه‌ی تازه نادر بود.

      verb - transitive

      شلوغ کاری کردن، آلوده کردن، آشفته کردن

      His clothes were all messed.

      لباس‌های او سرتاپا کثیف شده بود.

      A child messing with his fork and spoon.

      بچه‌ای که با چنگال و قاشق خود ور می‌رود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      That event messed up my life.

      آن رویداد زندگی مرا مختل کرد.

      The wind messed up my hair.

      باد زلف مرا به هم زد.

      Tell him not to mess with me again!

      به او بگو دیگر سر به سرم نگذارد!

      You shouldn't be messing in other people's affairs!

      تو نباید در کار دیگران دخالت کنی!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mess

      1. noun disorder, litter
        Synonyms:
        confusion disorganization chaos clutter jumble untidiness disarray mishmash hodgepodge shambles wreck debris dirtiness litter mayhem turmoil combination compound wreckage eyesore sight fright hash botch every which way salmagundi discombobulation monstrosity
        Antonyms:
        order organization tidiness
      1. noun difficulty, predicament
        Synonyms:
        predicament dilemma plight fix jam pickle mix-up stew muddle perplexity imbroglio
        Antonyms:
        solution benefit

      Phrasal verbs

      mess about (or around)

      1- (عامیانه) درگیر شدن (با) 2- وقت تلف کردن، ور رفتن، انگولک کردن

      سوال‌های رایج mess

      گذشته‌ی ساده mess چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mess در زبان انگلیسی messed است.

      شکل سوم mess چی میشه؟

      شکل سوم mess در زبان انگلیسی messed است.

      شکل جمع mess چی میشه؟

      شکل جمع mess در زبان انگلیسی messes است.

      وجه وصفی حال mess چی میشه؟

      وجه وصفی حال mess در زبان انگلیسی messing است.

      سوم‌شخص مفرد mess چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mess در زبان انگلیسی messes است.

      ارجاع به لغت mess

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mess» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mess

      لغات نزدیک mess

      • - mesozoic
      • - mesquite
      • - mess
      • - mess about
      • - mess about (or around)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.