آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ بهمن ۱۴۰۴

      Solution

      səˈluːʃn səˈluːʃn

      شکل جمع:

      solutions

      معنی solution | جمله با solution

      noun countable B1

      حل، پاسخ، جواب، راه‌حل

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Everyone knows that there is only one solution.

      این را همه می‌دانند که تنها یک راه‌حل وجود دارد.

      The solution to this problem is not easy and will require a great deal of effort.

      راه‌حل این مشکل آسان نیست و برای آن باید بسیار تلاش کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the solution of a mystery

      حل یک معما

      the solution of this mathematical problem

      حل این مسئله‌ی ریاضی

      a practical solution

      پاسخ عملی

      noun countable

      شیمی محلول

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The scientist is working on finding a solution to dissolve the stubborn stain on the fabric.

      این دانشمند در حال کار برای یافتن محلولی برای از بین بردن لکه‌ی سرسخت پارچه است.

      a solution of sugar and water

      محلولی از شکر و آب

      noun uncountable

      شیمی حل شدن، انحلال

      the solution of sugar in tea

      حل شدن شکر در چای

      The solution of sodium chloride in water produced a clear liquid.

      انحلال سدیم کلرید در آب مایع شفافی را به وجود آورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد solution

      1. noun answer, resolution
        Synonyms:
        result explanation clarification solving key resolution explication unraveling unravelment elucidation the ticket quick fix pay dirt band-aid
        Antonyms:
        question problem doubt trouble quandary
      1. noun mixture of liquid and another substance
        Synonyms:
        mix blend mixture compound fluid extract juice emulsion sap dissolvent elixir suspension solvent
        Antonyms:
        element chemical

      لغات هم‌خانواده solution

      noun
      solution, solvent, solubility, insolvency
      adjective
      soluble, unsolved, solvent, solvable, insolvable
      verb - transitive
      solve
      adverb
      insolvably

      سوال‌های رایج solution

      شکل جمع solution چی میشه؟

      شکل جمع solution در زبان انگلیسی solutions است.

      ارجاع به لغت solution

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «solution» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/solution

      لغات نزدیک solution

      • - solus
      • - solute
      • - solution
      • - solution set
      • - solutrean or solutrian
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.