آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آذر ۱۴۰۴

      Rigged

      معنی rigged

      adjective

      ساختگی، تقلبی، دست‌کاری شده، مجهز‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rigged

      1. verb manipulate in a fraudulent manner
        Synonyms:
        cheated manipulated tricked tampered fixed arranged fitted equipped supplied furnished geared outfitted clothed dressed costumed accoutered appointed set tackled trucked
      1. adjective fitted or equipped with necessary rigging (sails and shrouds and stays etc)
        Antonyms:
        unrigged
      1. adjective
        Synonyms:
        lateen-rigged gaff-rigged

      سوال‌های رایج rigged

      معنی rigged به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی rigged در زبان فارسی به «مهندسی‌شده»، «دستکاری‌شده» یا «ساختگی» و «تقلبی» ترجمه می‌شود.

      این واژه بیشتر برای توصیف موقعیت‌ها یا رویدادهایی به‌کار می‌رود که در آن‌ها نتایج به‌طور عمدی یا غیرقانونی تحت تأثیر قرار گرفته‌اند تا برخلاف روند طبیعی یا عادلانه پیش بروند. در این معنا، rigged بیانگر نوعی نابرابری، دستکاری یا جعل است که معمولاً به قصد به‌دست آوردن سود یا کنترل نتیجه انجام می‌شود.

      در حوزه‌های مختلف، از جمله مسابقات ورزشی، انتخابات، رقابت‌های تجاری یا حتی قراردادها، هنگامی که گفته می‌شود چیزی rigged است، به این معناست که شرایط بازی یا فرایند به گونه‌ای تنظیم شده است که نتیجهٔ آن از پیش تعیین شده باشد. چنین دستکاری‌ای معمولاً برخلاف اصول عدالت و شفافیت است و به عنوان عملی غیر اخلاقی یا غیرقانونی شناخته می‌شود. به همین دلیل، این واژه بار معنایی منفی و محکومیتی دارد.

      در ادبیات و گفتگوهای روزمره، rigged گاهی برای اشاره به هر نوع فرآیند یا وضعیتی به کار می‌رود که در آن احساس می‌شود همه‌چیز طبق خواستهٔ افراد خاصی به پیش می‌رود و امکان رقابت عادلانه یا نتیجهٔ واقعی وجود ندارد. این کاربرد عامیانه اغلب در شرایطی مطرح می‌شود که اعتماد به سیستم یا فرآیند از بین رفته باشد و مردم احساس کنند حق آن‌ها نادیده گرفته شده است.

      در اصطلاحات تخصصی‌تر، rigged می‌تواند به معنای تنظیم یا نصب دقیق تجهیزات، سازه‌ها یا ماشین‌آلات نیز باشد، اما این کاربرد نسبت به معنای اول، رسمی‌تر و فنی‌تر است و بیشتر در مهندسی، دریانوردی و ساخت‌وساز به‌کار می‌رود. در این زمینه، rigging اشاره به فرایند نصب و آماده‌سازی تجهیزات برای عملکرد صحیح دارد و بار معنایی منفی ندارد.

      معنای رایج و غالب rigged اشاره به دستکاری ناعادلانه در روندها و نتایج است که منجر به از بین رفتن شفافیت و عدالت می‌شود. در گفتار رسمی و غیررسمی، استفاده از این واژه معمولاً اعتراض یا انتقاد نسبت به روندی ناعادلانه را منتقل می‌کند و توجه به اهمیت صداقت و انصاف در فرآیندها را یادآوری می‌نماید.

      ارجاع به لغت rigged

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rigged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rigged

      لغات نزدیک rigged

      • - rigaudon
      • - rigel
      • - rigged
      • - rigger
      • - rigging
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.