آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Equipped

      ɪˈkwɪpt ɪˈkwɪpt

      سوم‌شخص مفرد:

      equips

      وجه وصفی حال:

      equipping

      معنی equipped | جمله با equipped

      adjective C1

      مجهز، تجهیزشده، آماده، مهیا

      Their schools are very poorly equipped.

      مدارس آن‌ها بسیار ضعیف تجهیزشده‌است.

      We were well equipped for the trip.

      برای سفر به‌خوبی آماده بودیم.

      adjective

      (برای انجام یا برعهده‌گرفتن کاری) دارای صلاحیت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      best equipped to be president

      بهترین فرد دارای صلاحیت برای ریاست جمهوری

      Not being a specialist in the subject I don't feel very well-equipped to answer such questions.

      من چون متخصص این موضوع نیستم، احساس می‌کنم صلاحیت پاسخ به این پرسش‌ها را ندارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد equipped

      1. adjective provided or fitted out with what is necessary or useful or appropriate
        Synonyms:
        supplied provided furnished fitted outfitted set up completed implemented appointed dressed clothed arrayed decked appareled supplemented complemented accoutered readied assembled invested armed harnessed rigged fitted-out rigged up bedecked
        Antonyms:
        bare unequipped unfurnished stripped
      1. verb provide with (something) usually for a specific purpose
        Synonyms:
        supplied provided furnished fitted prepared stocked geared readied implemented outfitted appointed endowed qualified armed rigged dressed decked arrayed attired accoutered accoutred girt
      1. verb to array
        Synonyms:
        dressed adorned decked
      1. adjective prepared with proper equipment
        Synonyms:
        fitted-out
      1. adjective carrying weapons
        Synonyms:
        weaponed

      لغات هم‌خانواده equipped

      noun
      equipment
      adjective
      equipped
      verb - transitive
      equip

      سوال‌های رایج equipped

      وجه وصفی حال equipped چی میشه؟

      وجه وصفی حال equipped در زبان انگلیسی equipping است.

      سوم‌شخص مفرد equipped چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد equipped در زبان انگلیسی equips است.

      ارجاع به لغت equipped

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «equipped» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/equipped

      لغات نزدیک equipped

      • - equipotent
      • - equipotential
      • - equipped
      • - equisetum
      • - equitable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.