آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Fixed

    fɪkst fɪkst

    سوم‌شخص مفرد:

    fixes

    وجه وصفی حال:

    fixing

    معنی fixed | جمله با fixed

    adjective B2

    ثابت، ماندنی، مقطوع

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    The plane's wings are fixed.

    بال‌های هواپیما ثابت است.

    fixed prices

    قیمت‌های مقطوع

    adjective

    محکم، بی‌ حرکت، برجا، استوار، راسخ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    fixed purpose

    اراده‌ی استوار

    a fixed satellite

    ماهواره‌ی زمین ایستا

    adjective

    وسواس گونه، وسواسی، وسواس زده

    a fixed idea

    فکر وسواس‌گونه

    adjective

    (عامیانه) فراهم

    She is comfortably fixed for life.

    زندگی او در کمال رفاه تا آخر عمر فراهم است.

    adjective

    (خودمانی - مسابقه و انتخابات و غیره) تقلبی، نادرستانه (آنچه از قبل نتیجه‌اش را تعیین کرده‌اند)

    a fixed contest

    مسابقه‌ی تقلب‌آمیز

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fixed

    1. adjective permanent, steady
      Synonyms:
      stable firm secure fast immovable steady settled attached established rigid immobile set tenacious rooted anchored solid tight locked nailed located situated steadfast still quiet made fast hooked hitched stiff immotile
      Antonyms:
      unsteady impermanent changeable unfixed
    1. adjective intent, resolute; established
      Synonyms:
      certain sure firm definite resolved decided set settled arranged stated established resolute steady precise defined limited inflexible unwavering unbending changeless enduring unfaltering unflinching unmovable unchangeable undeviating unmodifiable never-failing abiding confirmed determinate stipulated prearranged planned steadfast still narrow inveterate level definitive unqualified rooted in the bag circumscribed rigged set-up unblinking inalterable
      Antonyms:
      indefinite variable irresolute unfixed unestablished
    1. adjective repaired
      Synonyms:
      mended in order sorted whole going in working order put right rebuilt back together refitted
      Antonyms:
      broken unfixed in disrepair

    سوال‌های رایج fixed

    وجه وصفی حال fixed چی میشه؟

    وجه وصفی حال fixed در زبان انگلیسی fixing است.

    سوم‌شخص مفرد fixed چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد fixed در زبان انگلیسی fixes است.

    ارجاع به لغت fixed

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «fixed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fixed

    لغات نزدیک fixed

    • - fixation
    • - fixative
    • - fixed
    • - fixed asset
    • - fixed assets
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.