آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۴

      Located

      ˈloʊkeɪtɪd ləʊˈkeɪtɪd

      معنی located | جمله با located

      adjective

      قرارگرفته، واقع‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The located restaurant in international place

      رستوران واقع‌شده در مکانی بین‌المللی

      The located museum in Iran

      موزه‌ی واقع‌شده در ایران

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد located

      1. adjective situated
        Synonyms:
        placed positioned stationed based occupying posted

      سوال‌های رایج located

      معنی located به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «located» در زبان فارسی به «واقع‌شده» یا «قرار گرفته» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «located» برای توصیف موقعیت مکانی چیزی به کار می‌رود و نشان می‌دهد که یک شیء، ساختمان، شهر یا منطقه در کجا قرار دارد. این واژه معمولاً به همراه مکان دقیق یا توصیف محیط اطراف استفاده می‌شود تا جایگاه مشخصی را برای مخاطب روشن کند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «The hotel is located near the beach»، منظور این است که هتل در نزدیکی ساحل واقع شده و موقعیت جغرافیایی آن مشخص است.

      در متون رسمی، علمی و راهنمایی‌ها، «located» کاربرد فراوان دارد زیرا ارائه اطلاعات دقیق درباره موقعیت اشیاء، اماکن یا جغرافیا اهمیت بالایی دارد. این واژه به خواننده کمک می‌کند تا بتواند موقعیت مورد نظر را تجسم کرده و درک بهتری از فضا یا شرایط داشته باشد. همچنین، در نقشه‌برداری، راهنمای سفر و تبلیغات، استفاده از «located» برای معرفی مکان‌ها ضروری است.

      از منظر روزمره و محاوره‌ای، «located» می‌تواند حس جهت‌یابی و آگاهی مکانی را منتقل کند. وقتی فردی می‌گوید «My office is located on the third floor»، این بیان ساده نشان می‌دهد که فرد اطلاعات دقیقی درباره جایگاه محل کار خود دارد و مخاطب را راهنمایی می‌کند تا موقعیت آن را پیدا کند. به این ترتیب، «located» علاوه بر کاربرد رسمی، در زندگی روزمره نیز بسیار مفید و کاربردی است.

      در ادبیات و نوشتار داستانی، «located» می‌تواند برای ایجاد تصویر ذهنی از محیط یا صحنه مورد استفاده قرار گیرد. نویسندگان با استفاده از این واژه، مکان وقایع یا محیط زندگی شخصیت‌ها را توصیف می‌کنند و به خواننده کمک می‌کنند تا فضای داستان را بهتر تصور کند. این کاربرد نشان می‌دهد که «located» نه تنها برای بیان موقعیت واقعی، بلکه برای انتقال حس مکان و فضا نیز مناسب است.

      «located» واژه‌ای است که توانایی توصیف جایگاه و موقعیت را به طور دقیق و روشن دارد و در زمینه‌های علمی، اداری، روزمره و ادبی کاربرد گسترده‌ای دارد. این واژه به مخاطب کمک می‌کند تا جایگاه یک شیء، مکان یا منطقه را بهتر درک کرده و با آن ارتباط برقرار کند، چه در زندگی واقعی و چه در تجسم داستانی.

      ارجاع به لغت located

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «located» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/located

      لغات نزدیک located

      • - locate
      • - locate mode
      • - located
      • - locatio
      • - location
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.