آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۴

      Herd

      hɜːrd hɜːd

      گذشته‌ی ساده:

      herded

      شکل سوم:

      herded

      سوم‌شخص مفرد:

      herds

      وجه وصفی حال:

      herding

      شکل جمع:

      herds

      معنی herd | جمله با herd

      noun countable

      رمه، گله

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      These animals are fond of herding and grazing together.

      این حیوانات دوست دارند که با هم گله بشوند و چرا کنند.

      The shepherd guided the herd up the hill.

      چوپان، گله را به بالای تپه هدایت کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a herd of deer

      یک گله آهو

      herds of sheep

      گله‌های گوسفند

      a herd of cows

      گله‌ی گاو، گواره، گوگل

      cowherd

      گاوچران

      swineherd

      خوک چران

      shepherd

      شبان

      gooseherd

      غازچران

      noun countable

      جمعیت، گروه، توده‌ی مردم، انبوه مردم، عامه‌ی مردم (معمولاً ناپسند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      He never wanted to be like the herd.

      او هرگز نمی‌خواست مثل مردم عادی باشد.

      They too followed the herd and bought slaves.

      آنان نیز از عامه پیروی کردند و برده خریدند.

      verb - intransitive verb - transitive

      جمع کردن، راندن، هدایت کردن (گله)

      The rancher herded the cattle into the pen.

      دامدار دام‌ها را در آغل جمع کرد.

      Dogs are trained to herd sheep.

      به سگ‌ها آموزش می‌دهند که گله‌ی گوسفند را هدایت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They herded the cows from Texas to Kansas.

      گاوها را از تگزاس به کانزاس راندند.

      verb - transitive

      گردآوری کردن، جمع کردن، راندن، هدایت کردن (گروهی از مردم)

      The police officer herded the protestors away from the entrance of the building.

      افسر پلیس معترضان را از ورودی ساختمان جمع کرد.

      A little before Nowruz, people were herding into stores.

      کمی پیش از نوروز مردم گوسفندوار به فروشگاه‌ها هجوم می‌آوردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Londoners were herding on subway platforms.

      لندنی‌ها گله‌وار روی سکوهای مترو جمع شده بودند.

      The Germans herded millions of innocent people into concentration camps.

      (مجازی) آلمان‌ها میلیون‌ها بی‌گناه را به بازداشتگاه‌ها راندند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد herd

      1. noun large group
        Synonyms:
        people crowd group collection gathering mass multitude mob throng horde pack lot press rabble populace flock swarm assemblage clan gaggle school bevy drove drift covey flight brood hoi polloi crush nest
      1. verb gather; shepherd
        Synonyms:
        collect gather assemble muster rally round up associate congregate drive lead guide corral shepherd flock run force spur goad huddle poke punch scare up
        Antonyms:
        scatter disperse

      Collocations

      herd of cattle

      گله گاو

      herd of elephants

      گله فیل ها

      Idioms

      ride herd on

      (امریکا) 1- سوار بر اسب گله را هدایت کردن 2- با سخت‌گیری و ظلم اداره کردن

      سوال‌های رایج herd

      شکل جمع herd چی میشه؟

      شکل جمع herd در زبان انگلیسی herds است.

      گذشته‌ی ساده herd چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده herd در زبان انگلیسی herded است.

      شکل سوم herd چی میشه؟

      شکل سوم herd در زبان انگلیسی herded است.

      وجه وصفی حال herd چی میشه؟

      وجه وصفی حال herd در زبان انگلیسی herding است.

      سوم‌شخص مفرد herd چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد herd در زبان انگلیسی herds است.

      ارجاع به لغت herd

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «herd» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/herd

      لغات نزدیک herd

      • - hercules
      • - hercules'-club
      • - herd
      • - herd of cattle
      • - herd of elephants
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.