آیکن بنر

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها تا ۲۲ شهریور تمدید شد.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها تا ۲۲ شهریور تمدید شد.

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Swarm

      swɔːrm swɔːm

      گذشته‌ی ساده:

      swarmed

      شکل سوم:

      swarmed

      سوم‌شخص مفرد:

      swarms

      وجه وصفی حال:

      swarming

      شکل جمع:

      swarms

      معنی swarm | جمله با swarm

      noun countable B2

      حشره‌شناسی هوش مصنوعی گروه، دسته، انبوه، ازدحام

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی هوش مصنوعی

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      Researchers are investigating how a particular species of migratory locusts forms an enormous swarm, impacting agricultural yields across multiple continents.

      محققان درحال بررسی چگونگی تشکیل یک دسته‌ی عظیم توسط گونه‌ی خاصی از ملخ‌های مهاجر هستند که بر عملکرد کشاورزی در چندین قاره تأثیر می‌گذارد.

      We had to close all the windows quickly when a huge swarm of flies appeared out of nowhere.

      مجبور شدیم به‌سرعت تمام پنجره‌ها را ببندیم وقتی یک دسته‌ی بزرگ مگس از ناکجاآباد ظاهر شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The visual data presented illustrates the flight patterns of a mosquito swarm, demonstrating their collective movement in response to environmental cues.

      داده‌های بصری ارائه‌شده، الگوهای پرواز یک گروه پشه را نشان می‌دهد و حرکت جمعی آن‌ها را در پاسخ به نشانه‌های محیطی به نمایش می‌گذارد.

      noun countable C1

      انبوه، ازدحام، دسته، فوج، سیل (مردم)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      Despite the persistent rain, a significant swarm of spectators gathered to witness the final match of the championship.

      باوجود باران مداوم، انبوه قابل توجهی از تماشاگران برای تماشای مسابقه‌ی نهایی قهرمانی گرد هم آمدند.

      a swarm of onlookers

      سیلی از تماشاچیان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The museum's grand opening attracted a massive swarm of art enthusiasts, eager to view the newly acquired ancient artifacts.

      افتتاحیه‌ی بزرگ موزه، فوج عظیمی از علاقه‌مندان به هنر را جذب کرد که مشتاق دیدن آثار باستانی تازه‌خریداری‌شده بودند.

      noun countable

      نظامی ‫دسته، گروه (از پهپادها‬)

      In today's lecture, we will discuss the ethical considerations surrounding the military application of drone swarms, specifically focusing on their potential impact on international law and civilian protection.

      در سخنرانی امروز، ما ملاحظات اخلاقی پیرامون کاربرد نظامی دسته‌های پهپادی را مورد بحث قرار خواهیم داد و به‌طور خاص بر تأثیر بالقوه‌ی آن‌ها بر قوانین بین‌المللی و حفاظت از غیرنظامیان تمرکز خواهیم کرد.

      They used a small swarm of drones to get aerial footage of the entire property.

      آن‌ها از یک دسته‌ی کوچک از پهپادها برای گرفتن فیلم هوایی از کل ملک استفاده کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The agricultural sector is increasingly exploring the deployment of drone swarms for precision farming tasks, such as crop monitoring and targeted pesticide application, which holds significant implications for efficiency and sustainability.

      بخش کشاورزی به‌طور فزاینده‌ای درحال بررسی استقرار دسته‌های پهپادی برای کارهای کشاورزی دقیق، مانند نظارت بر محصولات و پاشش هدفمند آفت‌کش‌ها است که پیامدهای قابل توجهی برای کارایی و پایداری دارد.

      verb - intransitive C2

      جمع شدن، پوشیده شدن از، پر شدن از (حشرات)

      The bees swarmed around him.

      زنبورها دور او جمع شده بودند.

      Following heavy rains, it is common for the riverbanks to swarm with various insect species, posing potential health risks to local communities.

      پس‌از باران‌های شدید، معمول است که کناره‌های رودخانه از گونه‌های مختلف حشرات پر شود که خطرات بالقوه‌ی سلامتی را برای جوامع محلی به همراه دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The documentary highlighted how urban environments, particularly neglected areas, can quickly swarm with rodents if waste management is inadequate.

      این مستند نشان داد که چگونه محیط‌های شهری، به‌ویژه مناطق رهاشده، درصورت ناکافی بودن مدیریت پسماند می‌توانند به‌سرعت از جوندگان پر شوند.

      verb - intransitive C1

      هجوم بردن، حرکت کردن (مردم)

      People swarmed around his car.

      مردم دور ماشینش هجوم بردند.

      Environmental activists are expected to swarm the city center next week to protest against the proposed new industrial development.

      انتظار می‌رود فعالان محیط‌زیست هفته‌ی آینده به مرکز شهر هجوم ببرند تا علیه توسعه‌ی صنعتی جدید پیشنهادی اعتراض کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After the concert finished, thousands of fans proceeded to swarm the exits, creating a significant bottleneck in the venue.

      پس‌از اتمام کنسرت، هزاران طرفدار به‌سمت خروجی‌ها حرکت کردند و یک گلوگاه قابل توجه در محل برگزاری ایجاد کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد swarm

      1. noun large, moving group
        Synonyms:
        crowd mob group mass multitude throng host army herd flock pack drove school crush press push jam concourse turnout horde myriad bevy troop covey blowout shoal
      1. verb move forward as a group
        Synonyms:
        gather congregate flock crowd stream throng cluster mass mob move in a crowd jam rush together crawl teem abound be numerous overrun pullulate gather like bees be alive
        Antonyms:
        retreat

      سوال‌های رایج swarm

      گذشته‌ی ساده swarm چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده swarm در زبان انگلیسی swarmed است.

      شکل سوم swarm چی میشه؟

      شکل سوم swarm در زبان انگلیسی swarmed است.

      شکل جمع swarm چی میشه؟

      شکل جمع swarm در زبان انگلیسی swarms است.

      وجه وصفی حال swarm چی میشه؟

      وجه وصفی حال swarm در زبان انگلیسی swarming است.

      سوم‌شخص مفرد swarm چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد swarm در زبان انگلیسی swarms است.

      ارجاع به لغت swarm

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «swarm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/swarm

      لغات نزدیک swarm

      • - sware
      • - swarf
      • - swarm
      • - swarm of bees
      • - swarm of locusts
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      commit oneself cohort diocesan ferris wheel afferent flossy gamesmanship glassine isomerous jaspilite letterhead limestone methacrylate resin nethermost oddsmaker بامیه بی‌جوراب بیسترو پرتاب‌شناسی تائوئیست تمرین کردن توربین‌دار جداساز جزیره‌ی شمالی حلقه‌ی گل مینا ختنه‌سوران دارویی درخت نارگیل گذرگاه طاق‌دار ورزش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.