گذشتهی ساده:
swarmedشکل سوم:
swarmedسومشخص مفرد:
swarmsوجه وصفی حال:
swarmingشکل جمع:
swarmsحشرهشناسی هوش مصنوعی گروه، دسته، انبوه، ازدحام
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی هوش مصنوعی
Researchers are investigating how a particular species of migratory locusts forms an enormous swarm, impacting agricultural yields across multiple continents.
محققان درحال بررسی چگونگی تشکیل یک دستهی عظیم توسط گونهی خاصی از ملخهای مهاجر هستند که بر عملکرد کشاورزی در چندین قاره تأثیر میگذارد.
We had to close all the windows quickly when a huge swarm of flies appeared out of nowhere.
مجبور شدیم بهسرعت تمام پنجرهها را ببندیم وقتی یک دستهی بزرگ مگس از ناکجاآباد ظاهر شد.
The visual data presented illustrates the flight patterns of a mosquito swarm, demonstrating their collective movement in response to environmental cues.
دادههای بصری ارائهشده، الگوهای پرواز یک گروه پشه را نشان میدهد و حرکت جمعی آنها را در پاسخ به نشانههای محیطی به نمایش میگذارد.
انبوه، ازدحام، دسته، فوج، سیل (مردم)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the persistent rain, a significant swarm of spectators gathered to witness the final match of the championship.
باوجود باران مداوم، انبوه قابل توجهی از تماشاگران برای تماشای مسابقهی نهایی قهرمانی گرد هم آمدند.
a swarm of onlookers
سیلی از تماشاچیان
The museum's grand opening attracted a massive swarm of art enthusiasts, eager to view the newly acquired ancient artifacts.
افتتاحیهی بزرگ موزه، فوج عظیمی از علاقهمندان به هنر را جذب کرد که مشتاق دیدن آثار باستانی تازهخریداریشده بودند.
نظامی دسته، گروه (از پهپادها)
In today's lecture, we will discuss the ethical considerations surrounding the military application of drone swarms, specifically focusing on their potential impact on international law and civilian protection.
در سخنرانی امروز، ما ملاحظات اخلاقی پیرامون کاربرد نظامی دستههای پهپادی را مورد بحث قرار خواهیم داد و بهطور خاص بر تأثیر بالقوهی آنها بر قوانین بینالمللی و حفاظت از غیرنظامیان تمرکز خواهیم کرد.
They used a small swarm of drones to get aerial footage of the entire property.
آنها از یک دستهی کوچک از پهپادها برای گرفتن فیلم هوایی از کل ملک استفاده کردند.
The agricultural sector is increasingly exploring the deployment of drone swarms for precision farming tasks, such as crop monitoring and targeted pesticide application, which holds significant implications for efficiency and sustainability.
بخش کشاورزی بهطور فزایندهای درحال بررسی استقرار دستههای پهپادی برای کارهای کشاورزی دقیق، مانند نظارت بر محصولات و پاشش هدفمند آفتکشها است که پیامدهای قابل توجهی برای کارایی و پایداری دارد.
جمع شدن، پوشیده شدن از، پر شدن از (حشرات)
The bees swarmed around him.
زنبورها دور او جمع شده بودند.
Following heavy rains, it is common for the riverbanks to swarm with various insect species, posing potential health risks to local communities.
پساز بارانهای شدید، معمول است که کنارههای رودخانه از گونههای مختلف حشرات پر شود که خطرات بالقوهی سلامتی را برای جوامع محلی به همراه دارد.
The documentary highlighted how urban environments, particularly neglected areas, can quickly swarm with rodents if waste management is inadequate.
این مستند نشان داد که چگونه محیطهای شهری، بهویژه مناطق رهاشده، درصورت ناکافی بودن مدیریت پسماند میتوانند بهسرعت از جوندگان پر شوند.
هجوم بردن، حرکت کردن (مردم)
People swarmed around his car.
مردم دور ماشینش هجوم بردند.
Environmental activists are expected to swarm the city center next week to protest against the proposed new industrial development.
انتظار میرود فعالان محیطزیست هفتهی آینده به مرکز شهر هجوم ببرند تا علیه توسعهی صنعتی جدید پیشنهادی اعتراض کنند.
After the concert finished, thousands of fans proceeded to swarm the exits, creating a significant bottleneck in the venue.
پساز اتمام کنسرت، هزاران طرفدار بهسمت خروجیها حرکت کردند و یک گلوگاه قابل توجه در محل برگزاری ایجاد کردند.
گذشتهی ساده swarm در زبان انگلیسی swarmed است.
شکل سوم swarm در زبان انگلیسی swarmed است.
شکل جمع swarm در زبان انگلیسی swarms است.
وجه وصفی حال swarm در زبان انگلیسی swarming است.
سومشخص مفرد swarm در زبان انگلیسی swarms است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «swarm» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/swarm