آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ شهریور ۱۴۰۴

    Drove

    droʊv drəʊv

    مصدر:

    drive

    گذشته‌ی ساده:

    drove

    شکل سوم:

    driven

    سوم‌شخص مفرد:

    drives

    وجه وصفی حال:

    driving

    معنی drove | جمله با drove

    گذشته‌ی ساده‌ی فعل Drive

    He drove the car.

    او اتومبیل را راند.

    She drove all night to make it to the important meeting.

    او تمام شب را رانندگی کرد تا به جلسه‌ای مهم برسد.

    noun countable

    انگلیسی بریتانیایی رمه، گله، دسته، گروه حیوانات (به‌ویژه گوسفندان یا گاوها)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The drove of cattle moved down the hill towards the river.

    گله‌‌ای از گاوها از تپه به‌سمت رودخانه پایین آمدند.

    The shepherd guided the drove of sheep through the narrow path.

    چوپان رمه‌ی گوسفندان را از مسیری باریک هدایت کرد.

    noun plural

    (droves) خیل عظیم، جمعیت گسترده، سیل جمعیت، دسته‌ی بزرگ، گروه انبوه

    Droves of people came to see his tomb.

    دسته‌های مردم برای دیدن آرامگاه او آمدند.

    Droves of people gathered in the main square.

    جمعیت انبوهی از مردم در میدان اصلی جمع شدند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Fans left the stadium in droves after the team.

    پس‌از باخت تیم، هواداران به‌صورت دسته‌جمعی ورزشگاه را ترک کردند.

    verb - transitive

    انگلیسی بریتانیایی جغرافیا راندن، هدایت کردن، حرکت دادن (حیوانات)

    They drove the animals carefully to avoid frightening them.

    آن‌ها حیوانات را با احتیاط حرکت دادند تا نترسند.

    The rancher drove the herd across the river to reach fresh grazing land.

    دامدار، گله را از رودخانه هدایت کرد تا به زمین تازه‌ای برای چرا برسند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد drove

    1. noun large gathering
      Synonyms:
      crowd mob throng multitude collection group pack company flock herd swarm horde press crush rout drive run

    سوال‌های رایج drove

    گذشته‌ی ساده drove چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده drove در زبان انگلیسی drove است.

    شکل سوم drove چی میشه؟

    شکل سوم drove در زبان انگلیسی driven است.

    وجه وصفی حال drove چی میشه؟

    وجه وصفی حال drove در زبان انگلیسی driving است.

    سوم‌شخص مفرد drove چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد drove در زبان انگلیسی drives است.

    ارجاع به لغت drove

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «drove» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/drove

    لغات نزدیک drove

    • - droughtiness
    • - droughty
    • - drove
    • - droved
    • - drover
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.