امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Drove

droʊv droʊv drəʊv
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • مصدر:

    drive
  • شکل سوم:

    driven
  • سوم‌شخص مفرد:

    drives
  • وجه وصفی حال:

    driving

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun adverb
رمه، گله، دسته، محل عبور احشام

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
زمان گذشته ساده فعل Drive
- a drove of sheep on the Dodge City road to City-Sioux
- گله‌ی گوسفند در راه داج سیتی به سو سیتی
- Droves of people came to see his tomb.
- دسته‌های مردم برای دیدن آرامگاه او آمدند.
- He drove the car.
- او اتومبیل را راند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد drove

  1. noun large gathering
    Synonyms:
    crowd mob throng multitude collection group pack company flock herd swarm horde press crush rout drive run

ارجاع به لغت drove

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «drove» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/drove

لغات نزدیک drove

پیشنهاد بهبود معانی