آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pack

      pæk pæk

      گذشته‌ی ساده:

      packed

      شکل سوم:

      packed

      سوم‌شخص مفرد:

      packs

      وجه وصفی حال:

      packing

      شکل جمع:

      packs

      معنی pack | جمله با pack

      noun countable A2

      دسته، گروه، بسته

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      a pack of fools

      یک مشت آدم احمق

      a film pack

      یک دسته فیلم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a six-pack of beer

      یک بسته شش تایی آبجو

      a pack of canned soup

      یک جعبه کنسرو سوپ

      a pack of wolves

      یک گله گرگ

      a pack of wild dogs

      یک دسته سگ وحشی

      a Cub Scout pack

      گروه پیشاهنگ‌های خردسال

      a pack of thieves

      باند دزدان

      a pack of cigarettes

      یک بسته سیگار

      a pack of new cards

      یک دست ورق نو

      noun countable

      کوله پشتی، بقچه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      the maid carried her clothes in a pack.

      خدمتکار لباس‌های خود را در بقچه حمل می‌کرد.

      verb - transitive

      بسته‌بندی کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، فرستادن

      a play that packs several meanings

      نمایشی که حاوی چندین پیام است

      to pack eight workers in a taxi

      هشت کارگر را در یک تاکسی چپاندن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to pack a bag

      در کیسه چپاندن

      packed earth

      خاک هم‌فشرده

      The wind packed the snow against the wall.

      باد برف‌ها را کنار دیوار انباشته کرد.

      Don't pack them too closely together.

      خیلی آن‌ها را نزدیک هم جا نده.

      to pack a boy off to school

      پسر بچه را با شتاب روانه‌ی مدرسه کردن

      Each of them packed a handgun.

      هر یک از آنان یک هفت تیر با خود داشت.

      a hall packed with people

      تالاری مملو از مردم

      a storm packing winds of 90 miles an hour

      طوفانی که دارای بادهای 90 میل در ساعت بود

      These weapons pack nuclear warheads.

      این جنگ‌افزارها دارای کلاهک اتمی هستند.

      the night she sang, the hall was packed out.

      شبی که او آواز می‌خواند، تالار پر از آدم بود.

      Please, pack the Chinese plates carefully!

      لطفاً ظروف چینی را با دقت بسته‌بندی کن!

      she packed her clothes in two bundles.

      جامه‌های خود را در دو بقچه پیچید.

      to pack one's suitcases

      چمدان‌های خود را بستن

      a meat-packing plant

      کارخانه‌ی بسته‌بندی گوشت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pack

      1. noun kit, package
        Synonyms:
        package equipment outfit bundle load parcel luggage baggage backpack burden knapsack haversack rucksack bale truss
      1. noun group, bunch
        Synonyms:
        bunch crowd company collection number lot set gang band flock herd mob troop pile heap bundle barrel deck lump mess swarm horde press circle assemblage drove crew great deal much multiplicity peck
      1. verb make ready for transport
        Synonyms:
        load gather collect tie fasten bundle package store stow get ready put in order dispose burden bunch bind brace batch warehouse
        Antonyms:
        unpack untie dismantle
      1. verb fill, compact
        Synonyms:
        load stuff cram squeeze press compress compact crowd heap pile jam charge contract condense insert put away drive in thrust in ram wedge chock choke bind arrange mob lade ram in sardine jam-pack tamp throng top off
        Antonyms:
        distribute disperse unpack dispose allocate
      1. verb transport, carry
        Synonyms:
        carry convey haul truck ferry tote lug bear freight ride shoulder hump shlep piggyback journey trek jag heel gun buck
        Antonyms:
        keep maintain

      Phrasal verbs

      pack someone off to someplace

      کسی را باشتاب به جایی فرستادن

      pack something away

      بسته‌بندی و انبار کردن

      pack something in (or into) something

      (در جای محدود) انباشتن، چپاندن، چپیدن

      pack something in

      (عامیانه) ترک کردن، ول کردن، دست برداشتن

      pack something out

      از جمعیت پر کردن

      Phrasal verbs بیشتر

      pack something up

      اسباب (یا لباسهای) خود را بستن (و رفتن)

      pack up

      دست از عملی کشیدن

      کار را تعطیل کردن، مغازه را بستن

      وسایل را جمع کردن

      Idioms

      pack a hard punch

      1- (مشت‌زن) قدرت‌زدن مشت‌های نیرومند را داشتن 2- اثر زیاد داشتن، قدرتمند بودن، نیروی زیاد داشتن

      pack it in

      بس کردن، دست برداشتن

      pack one's bags

      آماده‌ی رفتن شدن، رخت سفر بر بستن

      send packing

      (ناگهان) اخراج یا مرخص کردن، گسیل کردن

      لغات هم‌خانواده pack

      noun
      pack, package, packaging, packet, packing, packer
      adjective
      packed
      verb - transitive
      pack, package

      سوال‌های رایج pack

      گذشته‌ی ساده pack چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pack در زبان انگلیسی packed است.

      شکل سوم pack چی میشه؟

      شکل سوم pack در زبان انگلیسی packed است.

      شکل جمع pack چی میشه؟

      شکل جمع pack در زبان انگلیسی packs است.

      وجه وصفی حال pack چی میشه؟

      وجه وصفی حال pack در زبان انگلیسی packing است.

      سوم‌شخص مفرد pack چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pack در زبان انگلیسی packs است.

      ارجاع به لغت pack

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pack

      لغات نزدیک pack

      • - pacifist
      • - pacify
      • - pack
      • - pack (-pack)
      • - pack a hard punch
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.