آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۳

      Warehouse

      ˈwerhaʊs ˈwerhaʊs ˈweəhaʊs ˈweəhaʊs

      شکل جمع:

      warehouses

      معنی warehouse | جمله با warehouse

      noun countable C2

      انبار

      warehouse, انبار
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The company decided to lease a larger warehouse.

      این شرکت تصمیم گرفت انبار بزرگ‌تری را اجاره کند.

      The warehouse manager implemented new security measures to prevent theft.

      مدیر انبار اقدامات امنیتی جدیدی را برای جلوگیری از سرقت اجرا کرد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی کالاسرا، فروشگاه بزرگ (که محصولات را با نرخ ارزان می‌فروشد)

      We stocked up on snacks and drinks at the warehouse before our road trip.

      قبل از سفر جاده‌ای، تنقلات و نوشیدنی‌ها را از فروشگاه بزرگ تهیه کردیم.

      The warehouse was crowded with shoppers.

      کالاسرا مملو از خریدار بود.

      verb - transitive

      انبار کردن، در انبار قرار دادن، در انبار گذاشتن

      We need to warehouse these goods.

      باید این کالاها را انبار کنیم.

      They hired a team of workers to warehouse the new products.

      آن‌ها تیمی از کارگران را استخدام کردند تا محصولات جدید را در انبار قرار دهند.

      verb - transitive

      نگهداری کردن (شخص) (مثل انبار)

      The prisoners were warehoused in cramped cells, with no access to natural light.

      زندانیان در سلول‌های تنگ و بدون دسترسی به نور طبیعی نگهداری می‌شدند.

      The government was accused of warehousing refugees in overcrowded camps.

      دولت متهم بود که پناهندگان را در کمپ‌های پر ازدحام نگهداری می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد warehouse

      1. noun storage place
        Synonyms:
        store depository repository depot storehouse stockroom stockpile shed bin barn establishment distribution center stash house

      سوال‌های رایج warehouse

      شکل جمع warehouse چی میشه؟

      شکل جمع warehouse در زبان انگلیسی warehouses است.

      ارجاع به لغت warehouse

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «warehouse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/warehouse

      لغات نزدیک warehouse

      • - ware
      • - ware room
      • - warehouse
      • - wareroom
      • - wares
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.