آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۵

      Ware

      wer weə

      گذشته‌ی ساده:

      wared

      شکل سوم:

      wared

      سوم‌شخص مفرد:

      wares

      وجه وصفی حال:

      waring

      شکل جمع:

      wares

      صفت تفضیلی:

      more ware

      صفت عالی:

      most ware

      معنی ware | جمله با ware

      noun countable uncountable B2

      هنر ظرف ‫سفالی

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      yellow ware with blue glaze

      ظروف سفال زرد با لعاب آبی

      The shop's colorful wares attracted me.

      ظروف سفالی رنگارنگ مغازه مرا جلب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The peddler arranged his wares on the sidewalk.

      دست‌فروش ظروف سفالی خود را در پیاده‌رو چید.

      A painter is under constant pressure to produce more wares.

      نقاش دائماً تحت فشار است که آثار بیشتری تولید کند.

      an insurance company's diverse wares

      خدمات گوناگون یک شرکت بیمه

      suffix C1

      کالا، اجناس، ظروف، متاع، آلت، وسیله، ابزار، افزار، اسباب (برای فروش)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      ironware

      آهن‌آلات

      glassware

      ابزار شیشه‌ای

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      software

      نرم‌افزار

      silverware

      ظروف و کارد و چنگال نقره

      household wares

      وسایل منزل

      tableware

      اسباب میز غذاخوری

      adjective

      آگاه، مطلع، باخبر

      It is imperative that policymakers remain ware of the long-term environmental consequences of industrial development.

      ضروری است که سیاست‌مداران از پیامدهای زیست‌محیطی بلندمدت توسعه‌ی صنعتی مطلع باشند.

      She was ware of the changes happening in the company, even though she wasn't directly involved.

      او از تغییراتی که در شرکت رخ می‌داد آگاه بود؛ حتی اگر مستقیماً درگیر نبود.

      adjective

      قدیمی مراقب، هوشیار، گوش‌به‌زنگ، حواس‌جمع

      Candidates should be ware of the strict time limits for each section of the examination.

      داوطلبان باید مراقب محدودیت‌های زمانی سخت‌گیرانه برای هر بخش از آزمون باشند.

      When conducting research, it is crucial to be ware of potential biases in data collection methods.

      هنگام انجام تحقیقات، بسیار مهم است که مراقب سوگیری‌های احتمالی در روش‌های جمع‌آوری داده باشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When summarizing academic texts, one should always be ware of misrepresenting the original author's intent.

      هنگام خلاصه‌نویسی متون دانشگاهی، همیشه باید حواس‌جمع تحریف نیت اصلی نویسنده بود.

      ware hounds!

      مواظب سگ‌های شکاری باشید!

      ware rabbit!

      (برای هشیار کردن سگ تازی) خرگوش!

      verb - transitive

      ‫پرهیز کردن، دوری کردن‬، اجتناب کردن، حذر کردن

      Candidates should ware of plagiarism, as it can lead to severe penalties in academic assessments.

      داوطلبان باید از سرقت ادبی پرهیز کنند؛ زیرا می‌تواند به مجازات‌های شدید در ارزیابی‌های آکادمیک منجر شود.

      Listeners must ware of oversimplifying complex scientific concepts presented in the lecture.

      شنوندگان باید از ساده‌سازی بیش از حد مفاهیم علمی پیچیده ارائه شده در سخنرانی دوری کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In academic writing, one must ware of using colloquialisms to maintain a formal and objective tone.

      در نوشتار آکادمیک، باید از به کار بردن اصطلاحات عامیانه پرهیز کرد تا لحنی رسمی و عینی حفظ شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ware

      1. noun a product or products bought and sold in commerce
        Synonyms:
        product good commodity merchandise line
      1. verb spend extravagantly
        Synonyms:
        waste squander consume

      سوال‌های رایج ware

      شکل جمع ware چی میشه؟

      شکل جمع ware در زبان انگلیسی wares است.

      صفت تفضیلی ware چی میشه؟

      صفت تفضیلی ware در زبان انگلیسی more ware است.

      صفت عالی ware چی میشه؟

      صفت عالی ware در زبان انگلیسی most ware است.

      ارجاع به لغت ware

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ware» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ware

      لغات نزدیک ware

      • - wardroom
      • - wardship
      • - ware
      • - ware room
      • - warehouse
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      lettered light-footed limeade javelle water alti- amalgamation attach importance to ballet dancer biafra boogie-woogie boro- bukhara cabaletta capitalization catch one's breath نهال نیمه‌رسمی سرپنجه مشتری فنگ جنسیت‌گرایانه نجات ور فداکار قامت گره نشخوار دلیرانه حتمی جاودانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.