آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Shed

      ʃed ʃed

      سوم‌شخص مفرد:

      sheds

      وجه وصفی حال:

      shedding

      شکل جمع:

      sheds

      معنی shed | جمله با shed

      verb - transitive B2

      ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، جاری ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ‌ریزان کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      to shed blood

      خونریزی کردن

      to shed tears

      اشک ریختن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      ... also shed two or three teardrops

      ... اشکی دو سه هم بفشان

      Reptiles shed their skin periodically.

      خزندگان گاه‌به‌گاه پوست می‌اندازند.

      Fishes too shed their eggs.

      ماهی‌ها هم تخم می‌ریزند.

      Iraj's cat sheds a lot.

      گربه‌ی ایرج خیلی پشم می‌ریزد.

      Trees that shed their leaves in the fall are called "deciduous".

      درختانی که در خزان برگ می‌ریزند «ریزنده» نامیده می‌شوند.

      The sun sheds warmth on all.

      خورشید بر همه گرما می‌بخشد.

      Her blue eyes shed confidence.

      اطمینان از چشمان آبی او می‌بارید.

      A raincoat sheds water.

      پالتو بارانی ضد آب است.

      to shed a few kilos

      چند کیلو گرم (وزن) کم کردن

      Joseph finally shed his doubts and got married.

      ژوزف بالأخره تردید را کنار گذاشت و ازدواج کرد.

      noun countable

      کپر، آلونک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shed

      1. verb cast off
        Synonyms:
        throw away throw out discard reject drop cast emit give yield take off jettison scrap exude spill pour forth radiate send forth scatter sprinkle beam diffuse give forth let fall shower afford doff disburden cashier slough exuviate molt junk
        Antonyms:
        put on

      Collocations

      bloodshed, n.

      خونریزی، کشتار

      سوال‌های رایج shed

      شکل جمع shed چی میشه؟

      شکل جمع shed در زبان انگلیسی sheds است.

      وجه وصفی حال shed چی میشه؟

      وجه وصفی حال shed در زبان انگلیسی shedding است.

      سوم‌شخص مفرد shed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shed در زبان انگلیسی sheds است.

      ارجاع به لغت shed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shed

      لغات نزدیک shed

      • - shebeen
      • - sheboygan
      • - shed
      • - shed (or weep) tears
      • - shed some light on
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Mandeville dolly bird night latch ravined card table suspense surroundings suo jure specificity spearhead soy somato- tarpeia syrup banana وارونه کوشیدن کوچ کیسه کانگورو گام گاوچران گاو ماده گریان گواتمالا گوارشی آب زیر کاه آبگوشت آدم به درد نخور آدم ولخرج اسانس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.