آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Spill

      spɪl spɪl

      گذشته‌ی ساده:

      spilt

      شکل سوم:

      spilt

      سوم‌شخص مفرد:

      spills

      وجه وصفی حال:

      spilling

      معنی spill | جمله با spill

      verb - transitive verb - intransitive B1

      ریختن، پرت کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      She spilled the milk on the floor.

      شیر را روی کف اتاق ریخت.

      He who escapes will have his blood spilled.

      هر کسی فرار کند خونش ریخته خواهد شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      don't you spill the coffee on the rug!

      قهوه را روی فرش نریزی!

      He dropped the sack and the sugar spilled all over the ground.

      کیسه را انداخت و شکرها روی زمین پخش شد.

      The string snapped and the pearls spilled on the sidewalk.

      ریسمان پاره شد و مرواریدها روی پیاده‌رو ریخت.

      The donkey spilled everyone who tried to ride him.

      آن الاغ هر کسی را که می‌خواست سوارش شود به زیر می‌انداخت.

      The motorcycle skidded and spilled the driver in the dust.

      موتورسیکلت لیز خورد و راننده را به خاک افکند.

      The crowd spilled over into the square.

      جمعیت ریختند توی میدان.

      Light spilled out through the windows.

      نور از پنجره‌ها به خارج پراکنده می‌شد.

      The milk started boiling and spilling over.

      شیر شروع کرد به جوشیدن و سر رفتن.

      noun countable

      ریزش، افتادن، عمل افتادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      His spill from the horse caused a broken bone.

      افتادن او از اسب موجب شکستگی استخوان شد.

      an oil spill in the Persian Gulf

      ریختگی نفت در خلیج فارس

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spill

      1. verb slop, drop
        Synonyms:
        drip drop pour splash shed empty discharge flow run scatter throw off run out stream overrun overflow upset spill over run over lose sprinkle spray splatter squirt dribble disgorge overfill well over spurt
        Antonyms:
        clean up pick up
      1. verb reveal
        Synonyms:
        tell disclose divulge inform betray give away blab blow mouth tattle squeal let the cat out of the bag
        Antonyms:
        hide conceal

      Phrasal verbs

      spill over

      لبریز شدن، سرریز شدن، سررفتن

      Idioms

      spill the beans

      (معمولاً غیرعمدی و ناخودآگاه) رازی را افشا کردن، قضیه‌ای را لو دادن، دهن‌لقی کردن، بند را به آب دادن، پته‌ی کسی را روی آب ریختن، رازی را برملا کردن

      سوال‌های رایج spill

      گذشته‌ی ساده spill چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده spill در زبان انگلیسی spilt است.

      شکل سوم spill چی میشه؟

      شکل سوم spill در زبان انگلیسی spilt است.

      وجه وصفی حال spill چی میشه؟

      وجه وصفی حال spill در زبان انگلیسی spilling است.

      سوم‌شخص مفرد spill چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد spill در زبان انگلیسی spills است.

      ارجاع به لغت spill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «spill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/spill

      لغات نزدیک spill

      • - spile
      • - spiling
      • - spill
      • - spill out
      • - spill over
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.