آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۵

      Clean Up

      ˈkliːnˈəp kliːnʌp

      گذشته‌ی ساده:

      cleaned up

      شکل سوم:

      cleaned up

      سوم‌شخص مفرد:

      cleans up

      وجه وصفی حال:

      cleaning up

      معنی clean up | جمله با clean up

      phrasal verb verb - intransitive C1

      تمیز کردن، پاک کردن، مرتب کردن، نظافت کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      After the game I went home and cleaned up.

      پس‌از مسابقه به خانه رفتم و نظافت کردم.

      Please clean up your room before guests arrive.

      قبل‌از آمدن مهمان‌ها لطفاً اتاقت را مرتب کن.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She cleaned up the kitchen after dinner.

      او بعداز شام آشپزخانه را تمیز کرد.

      phrasal verb verb - intransitive C1

      عامیانه سود کلان کردن، پول هنگفت به دست آوردن، پول پارو کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      People who buy land now will clean up when the prices go up.

      کسانی که حالا زمین بخرند، وقتی قیمت‌ها بالا برود سود کلان خواهند برد.

      He cleaned up after selling his startup.

      بعداز فروش استارتاپش، او پول هنگفتی به دست آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The investors cleaned up when the company went public.

      وقتی شرکت وارد بورس شد، سرمایه‌گذاران سود کلانی به دست آوردند.

      Betting on the underdog, he cleaned up at the racetrack.

      با شرط‌بندی روی شکست‌خورده، او در پیست مسابقه پول پارو کرد.

      phrasal verb

      پاک کردن، پاکسازی کردن، متوقف کردن (‫فعالیت غیرقانونی‬)

      The mayor pledged to clean up the city.

      شهردار قول داد شهر را از عوامل ناباب پاک کند.

      The police are working to clean up the neighborhood from drug dealers.

      پلیس در تلاش است که محله را از فروشندگان موادمخدر پاکسازی کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It's time to clean up your act and stop dealing drugs.

      وقت آن است رفتار خود را اصلاح کنی و فروش موادمخدر را متوقف کنی.

      phrasal verb verb - intransitive

      پاک شدن، ترک کردن (از اعتیاد به الکل، موادمخدر و غیره)

      After months in rehab, he finally cleaned up.

      بعداز ماه‌ها دوره‌ی درمان، او بالاخره ترک کرد.

      I need to clean up; the drugs are ruining my life.

      من باید پاک شوم؛ موادمخدر دارد زندگی‌ام را خراب می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After he cleaned up, he found a steady job and moved back home.

      بعداز اینکه ترک کرد، شغل ثابتی پیدا کرد و به خانه بازگشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      Phrasal verbs

      clean up after

      (بریز و بپاش دیگران را) نظافت کردن

      clean up on

      (امریکا ـ عامیانه) شکست دادن، مغلوب کردن

      Idioms

      clean up one's act

      (عامیانه) رفتار خود را اصلاح کردن، بهتر کار کردن

      سوال‌های رایج clean up

      معنی clean up به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «clean up» در زبان فارسی به معنای «تمیز کردن»، «پاک‌سازی کردن» یا «مرتب کردن» ترجمه می‌شود.

      این اصطلاح در زبان انگلیسی هم به‌صورت فعلی و هم به‌صورت اسمی به کار می‌رود و در زمینه‌های مختلف، از امور روزمره گرفته تا کاربردهای تخصصی، معنای گسترده‌تری دارد.

      در مفهوم نخست، clean up به عمل زدودن آلودگی، گردوغبار یا بی‌نظمی از یک مکان اشاره دارد. وقتی کسی می‌گوید «I need to clean up my room»، منظورش این است که باید اتاقش را از هر نوع آشفتگی، زباله یا اشیای نامرتب پاک کند. این تعبیر تنها به نظافت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه حس نظم، تازگی و آرامش را نیز القا می‌کند. در زندگی روزمره، عمل تمیز کردن اغلب با نوعی رضایت درونی همراه است، زیرا محیط مرتب می‌تواند بازتابی از ذهن آرام و منظم باشد.

      در معنای دوم، clean up گاهی در مفهوم استعاری نیز استفاده می‌شود. مثلاً وقتی گفته می‌شود «The company cleaned up its image»، منظور پاک‌سازی یا اصلاح چهره و اعتبار شرکت در افکار عمومی است. این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که واژه‌ی clean up فقط به پاکی ظاهری اشاره ندارد، بلکه می‌تواند به اصلاح، بهبود و پالایش جنبه‌های اخلاقی، حرفه‌ای یا فرهنگی نیز مربوط شود. این نوع استفاده، عمق معنایی اصطلاح را افزایش داده و آن را در حوزه‌های گسترده‌تری به کار می‌برد.

      از نظر زبانی، clean up یکی از افعال چندبخشی (phrasal verbs) در انگلیسی است که از ترکیب فعل clean و حرف اضافه‌ی up تشکیل شده است. حرف اضافه‌ی «up» در این ترکیب شدت عمل را افزایش می‌دهد و مفهوم «کامل کردن» یا «به‌طور کامل انجام دادن» را منتقل می‌کند. بنابراین، تفاوت میان clean و clean up در همین میزان شدت و جامعیت عمل نهفته است؛ در حالی که clean صرفاً تمیز کردن را بیان می‌کند، clean up معنای تمیز کردن کامل و نهایی را دارد.

      در سطح اجتماعی، مفهوم تمیزکاری یا پاک‌سازی با نظم، انضباط و احترام به فضا و دیگران پیوند خورده است. در محیط‌های کاری، مدارس یا اماکن عمومی، انجام عمل clean up نوعی مسئولیت جمعی محسوب می‌شود که حس مشارکت و همکاری را تقویت می‌کند. در سال‌های اخیر، جنبش‌های زیست‌محیطی نیز از عبارت‌هایی مانند beach clean-up یا city clean-up استفاده کرده‌اند تا مردم را به پاک‌سازی طبیعت و محیط‌های شهری تشویق کنند؛ این امر نشان‌دهنده‌ی گسترش کاربرد واژه در زمینه‌های انسانی و اخلاقی است.

      clean up را می‌توان نمادی از بازسازی و نظم در هر زمینه‌ای دانست — چه در خانه و چه در افکار انسان. همان‌طور که تمیز کردن محیط پیرامون به آرامش بصری و روانی منجر می‌شود، پاک‌سازی ذهن از افکار منفی نیز نوعی clean up درونی است. این واژه، در ساده‌ترین شکل خود، یادآور اهمیت پاکی، نظم و بازآفرینی است که در هر فرهنگی، نشانه‌ی تمدن و رشد انسانی به شمار می‌آید.

      ارجاع به لغت clean up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clean up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clean up

      لغات نزدیک clean up

      • - clean room
      • - clean slate
      • - clean up
      • - clean up after
      • - clean up on
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.